جدید
خانه / اخبار / لنکرانی و بصیرت

لنکرانی و بصیرت

لنکرانی و بصیرت

برخی حاضرند نظام را قربانی خانواده و یا رفیق خود کنند

یکی از فامیلش طرفداری می کند و دیگری می خواهد از دوست و رفیقش طرفداری کند؛ برایشان این موارد خیلی مهم می شود و حاضرند نظام را قربانی خانواده، دوست و رفیق خود کنند.

جلسه ای دیگر از سلسله مباحث طرح معرفت و بصیرت با حضور علاقه مندان در دفتر جبهه پایداری استان فارس واقع در خیابان هدایت شیراز برگزار گردید.

به گزارش بی باک به نقل از رجانیوز، در این جلسات که با هدف برقراری ارتباط بین مباحث عقیدتی و معرفتی با مباحث موجود در فضای اجتماعی و عمومی جامعه برگزار می‌شود، دکتر باقری لنکرانی سخنگوی جبهه پایداری انقلاب اسلامی پیرامون برخی مسایل اعتقادی و مسائل مهم روز به سخنرانی پرداختد.

دکتر لنکرانی با تشریح شرایط دشوار امام حسن عسکری(ع) و مشتبه شدن امر امامت بر عده ای از شیعیان سرشناس که حتی متولی جمع آوری وجوهات شرعی نیز بودند،گفت: یکی از این مکاتبات آن حضرت(ع) که در کتاب شریف تحف العقول نیز ثبت شده است مکاتبه امام عسکری (ع) با یکی از شیعیان به نام اسحاق بن اسماعیل نیشابوری است.

بازخوانی و تفکر در این نامه به ماکمک می کند که مسیر تزلزلی که برخی از شیعیان نسبت به امام خود پیدا کره بودند را شناسایی کنیم و هشدارهایی که ایشان ذکر می فرمایند، بشناسیم؛ تا از این منظر با شناخت بیشتر برای ظهور آمادگی بیشتری پیدا کنیم.

باقری لنکرانی با قرائت متن عربی فرازهایی از این نامه شریف گفت: حضرت می فرمایند برخی از کارهایی که شما در ایام امام قبل و در ایام فعلی انجام دادید و می دهید،کارهای ناپسندیست که مورد تایید نیست. و توضیح می دهند که کسی که در دنیا کور و نابیناست و از دنیا می رود، در آخرت هم کور محشور می شود.

این استاد دانشگاه افزود: این کوری از جنس بینایی ظاهری نیست،جنسش از جنس عدم بصیرت و دانش عمیق دینی است که منجر به عمل می شود.بصیرت با علم و آگاهی متفاوت است. بصیرت یعنی دانشی که بر اساس آن انسان بتواند بهنگام تصمیم گیری و اقدام کند.

امام(ع) می فرمایند چه نعمتی بالاتر از نعمت حجت های خدا بر مردم است؟ آنانی که شاهدان و امین های خداوند بر مردم هستند ایشان اشاره می فرمایند این غفلت که نسبت به حجت الهی است مصداق کوری و فقدان بصیرت است.

چه چیزی شمارا گمراه کرده است؟چرا راه را گم کرده اید؟چه شده است که مثل حیوانات حرکت می کنید؟چه بر سر شما آمده است؟از حق روی گردان شده اید و به باطل ایمان آورده اید و به نعمت خدا کفر ورزیده اید ؟یا از گروهی شده اید که به قمستی از کتاب ایمان آورده اید و به قسمتی دیگر بی ایمان شده اید؟

لنکرانی ادامه داد:این جملات برای امروز ما هم ،درس و حجت است.امام (ع) در این فرازها اشاره می فرمایند به عده ای با ظاهر دینی و طرفداری از اهل بیت(ع)، که اگر منافعی از آنها به خطر افتد ویا منافعی از آنها کم شود و در صحنه ای باید یک فداکاری انجام دهند و یا در یک صحنه پر خطر وارد می شود توجیهاتی و استدلالی به نفع خود ارائه می دهند،به قسمتی از کتاب ایمان می آورند و عملاً به قسمتی ازآن بی ایمان می شوند. این مطالب برای ما نیز هشدار دهنده است.

امام (ع) می فرمایند: این امور وکارهایی که خداوند متعال بر انسان منت گذاشت و آنها را واجب فرمود،برای سعادت و رشد انسانهاست؛و خداوند متعال نیازی به ادای واجبات از سوی شما ندارد.

خداوند نماز و روزه و حج و زکات را واجب کرد و فرمود برای شما دری قرار دادیم که به سمت فرایض بروید. برای اینکه به راه خدا بروید کلید در را پیدا کنید؛ و آن چیزی نبود جز ولایت محمد و آل محمد(ص).و اگر این ولایت نبود شما مانند حیوانات سرگردان می شدید و هیچ واجبی از واجبات را نمی شناختید. در ادامه امام(ع) سوال می فرمایند:آیا میتوان وارد شهری شد بجز از در ورودی آن؟

وقتی خدا بر شما منت گذاشت و بعد از پیامبر(ص) اطاعت از اولیا را واجب کرد،آنگاه آیه ی اتممت کله نازل فرمود.

در فراز زیبایی از این نامه شریف آمده است که، اگر خدا دوست نداشت نعمتش را بر شما تمام کند، از من به شما نامه ای نمی رسید. چون خداوند بر ما فرض کرده است که این نعمت را بر شما تمام کنیم.

وزیر بهداشت و درمان دولت نهم گفت:دوستان عزیز! امروز هم در شرایطی هستیم که اگر نتوانیم این مسیر نورانی را برای خود انتخاب کنیم، و با فهم ایمانی و از عمق جان آنرا درک نکنیم، مشمول اولئک کالانعامخواهیم شد. در مسیر آینده معلوم نیست حوادث ما را به کدام سمت و سو ببرد و یا اینکه احساسات و تمایلات ما را به چه سرابی بکشاند.

برخی افراد که در جامعه توقع دیگری از ایشان هست، فکر می کنند مسائل جامعه را بهتر می فهمند. و می گویند نگاه و تحلیل ما نسبت به وقایع عمیق تر است، ما مجتهد سیاسی هستیم! زمان حضرت امام(ره) جرات نمی کردند و یا خجالت می کشیدند صراحتا و علنا از این حرفها بزنند هرچند که طبق مستنداتی که خودشان منتشر کرده اند در برابر امام هم اجتهاد از خود نشان می داده اند.

در مواقعی امام فرموده اند فلان کار را انجام دهید و آنها می گفتند انجام نمی دهیم! بطور مثال در واقعه ی خلع قائم مقام رهبری، حضرت امام (ره) فرمودند نامه خلع قائم مقام رهبری را از صدا و سیما بخوانید، آنها گفته بودند ما مصلحت نمی دانیم. امام فرموده بودند حالا که نمی خواهید این نامه را بخوانید، بدانید که بعد پشیمان می شوید.

دیدیم که بالاخره اتفاقاتی افتاد که به دلیل همین موضوع و اجتهاد در برابر امام، جامعه خسارت مهمی متحمل شد و امر بر عده ای مشتبه شد و تا مدتها راه را متوجه نمی شدند. زمان ریاست جمهوری آقای هاشمی اولین دعواها با خود ایشان از همینجا شروع شد.

یک وقت به دلیل شاگرد امام بودن و یا شخصیت خاص امام (ره) که نمی توانیم در برابر ایشان صحبت کنیم، و قد علم کنیم از ولایت فقیه اطاعت می کنیم! یک وقت جایگاه ولایت فقیه را درک می کنیم که چه جایگاهی رفیعی است و سنت خدا در آن جایگاه رفیع چیست و چگونه رقم می خورد؟

می فهمیم که امر حکیمانه الهی است که فردی لایق، متکلف این وظیفه و جایگاه خطیر می شود که خود مقدر فرموده است، و خصوصیاتی که این فرد باید داشته باشد را خدا به هر بنده ای نمی دهد.

وقتی که ولایت فقیه را از این منظر و در آن جایگاه دیدیم، و موضوع را از عمق جان باورکردیم، دیگر نسبت به فرمایش ایشان تردید نمی کنیم و در عمل دچار دودلی نمی شویم؛ دل می سپاریم به ولایت؛ این دل سپردن به ولایت، کلید اتصال ما به ولایت امام زمان ارواحناله الفدا ست؛و این دل سپردن به ولایت کلیدعبور ما از همه عقبه ها و دشواریهاست.

اگر درک ما نسبت به این معانی و مفاهیم یک درک سیاسی باشد و یا حداکثر معتقد باشیم چون رهبری انسان خوبی است پس به حرفشان گوش می دهیم، در مواقعی که فکر می کنیم ما درست تر متوجه شده ایم، تصمیم می گیریم که طبق نظر خودمان عمل کنیم.

این نکته ظریف و مهمی هست که ما نسبت به اطاعت از ولایت فقیه نگاهمان این باشدکه ما ایشان را دوست داریم (و حقیقتاً هم ایشان وجود دوست داشتنی هستند و بسیاری از فضائل و کمالاتی که دارند هر یک در هرکسی بود آن را دوست داشتی می کرد )، این کفایت نمی کند زیرا اگر از این منظر نگاه کنیم، آن وقت در مواردی آن جاهایی که می خواهیم تصمیم گیرهای اساسی کنیم و مسیری را انتخاب کنیم احیانا”ما نیز توجیحات گذشتگان را تکرار می کنیم.

همچنان که در نامه امام حسن عسکری(ع) استنباط می شود و عرض شد، در این صورت اگر منافعی از آنها به خطر افتد و یا منافعی از آنها کم شود و در صحنه ای که باید یک فداکاری انجام دهند و یا در یک صحنه پر خطر وارد شوند و اعتبار و مال و آبرویی بگذارند، توجیهاتی به نفع خود و یا خانواده و حزب و گروه خود ارائه می دهند، و یا به قسمتی از کتاب ایمان می آورند و عملاً به قسمتی ازآن بی ایمان می شوند. همچنان که در طول تاریخ اسلام و در زمان فعلی بارها شاهد آن بوده ایم.

با استناد به قاعده لطف و بر اساس قاعده ای که خداوند رحمان و رحیم نعمتش را بر بندگان تمام می کند، یقیناً در عصر غیبت هم خدای متعال ما را به خودمان واگذار نکرده و نمی کند.و اینجاست که پرداختن به بحث ولایت فقیه به عنوان یک رکن رکین جامعه، از باب مدخلیت آن در عصر غیبت و اتصال به ولایت معصوم علیه السلام است.

حتی اگر به نظر بعضی افراد به فرض ضعیف، رهبری هم اشتباه کند، این وظیفه ماست که امر رهبری به عنوان محوریت جامعه اسلامی، خالصانه و به دور از منیت آنچنان که ایشان می گوید، انجام دهیم. زیرا اگر معتقد به قاعده لطف و قاعده ای که خداوند متعال نعمتش را بر بندگانش تمام می کند، باشیم، در واقع خداوند حکیم، خیر و صلاح و بالندگی و قرب ما به درگاه حق تعالی را از طریق همین کاری است که تصور می شود که اشتباه است، مقرر می فرماید.

این خود از سویی به نوعی امتحان و آزمون و از سویی دیگر نعمت و لطف خدا به بندگانش محسوب می شود. و خداوند متعال کاری را که ما تصور می کنیم اشتباه است را موجب بالندگی و برکت و دور شدن از گزند دشمنان قرار می دهد. زیرا ما این اصل را اتصال ولایی به امام معصوم (ع) و ولایت الهی می دانیم.

عضو مرکزی جبهه پایداری انقلاب اسلامی ادامه داد: اخیراً توفیق داشتم خدمت آیت الله مصباح برسم؛ ایشان یک خاطره ای از آقای سید حسن نصرالله که با ایشان ملاقات کرده بودند،نقل کردند که در در جریان جنگ ۳۳ روزه رژیم صهیونیستی خیلی فشار دشمن زیاد بود ، مردم بی گناه را می کشتند، منطقه ضاحیه که محل سکونت انبوه شیعیان در جنوب لبنان بود را با خاک یکسان کرده بودند. مرکز نگهداری کودکان معلول را زدند که ۸۰ کودک معلول را یکجا کشتند. اینها جنایتهایی بو د که اسراییل انجام داد.

این اتفاقات ددمنشانه ای که افتاد تردیدی در دلمان افتاد،که چه باید کرد؟ در همین فکرها بودیم که پیکی از جانب رهبر معظم انقلاب اسلامی رسید، نامه مکتوب برای ما فرستاده بودند در نامه نوشته بودند که امریکایی ها می خواستند به شما در زمستان حمله کنند، این جریان اسیر اسراییلی که پیش آمد آنها را دچار این تردید کرد که حمله ای که قرار بود در زمستان انجام دهند الان انجام دهند؛ شما بدانید سختی و مرارت هایی خواهید کشید، اما نهایتاً پیروز خواهید شد؛ صبر کنید. و فر مو ده بودند که این نامه را که برای شما فرستاده ام برای فرمانده هایتان نیز بخوانید.

این نامه یک آبی بر آتش ما ریخت.اطمینانی به ما داد . سختی ها بود اما اطمینانی که نصرت الهی در راه است همه را با یک روحیه قوی تر یک بصیرت بیشتر با یک جان فشانی بیشتر سر حال آورد. تعبیر آقای سید حسن نصرالله این بود که اگر رهبر انقلاب بگوید الان این استکان را بردار بگذار اینجا من تردید نمی کنم که حتما حکمتی دارد؛ فرمایش ایشان را سرسری نمی گیرم و انجام می دهم.

متاسفانه یک اشکالی که در کار برخی از ما پیش آمده این است که دستورات رهبری را سرسری می گیریم. فرمایشات ایشان را آنطور که شاید و باید از عمق جان توجه نمی کنیم. متاسفانه دچار حصار و حجاب قرب زمانی و مکانی شده ایم . درک نمی کنیم چه گوهرتابناکی در کنار ماست. و ایشان چه راهنمایی های مهمی به ما می دهند و ما چه وظیفه ی سنگینی داریم.

بنده مکرر از افرادی در کشورهای مختلف شنیده ام، که می گفتند خیال نکنید کارهایی که انجام می شود را شما انجام می دهید؛ اگر این رهبری که شما دارید در کشور ما بود ما هم می فهمیدیم چه کار کنیم و انجام می دادیم؛ ما بی رهبریم.

این قبیل سخنان را از برادرانی در شمال افریقا، از برادرانی در غرب افریقا از عزیزانی در اندونزیو حتی از کسانی در اروپا شنیده ام. برخی از ما واقعاً نسبت به رهبری مقدار زیادی جفا کار هستیم. نعمت وجود ایشان را آنطور که باید و شاید سپاسگذاری نمی کنیم. به خدا پناه ببریم که خدای نکرده ما را از این غفلت ها و کوتا هی ها و جفا ها عذاب کنند.

یکی از دانشجویانم که پزشک هستند تعبیر خیلی قشنگی کردند که لذت بردم؛ (بالاخره انسان از شاگردانش هم چیزهایی یاد می گیرد) ایشان گفتند: اولیائ خدای متعال همیشه وجود داشته اند، اما اغلب آنها مامور بودندکه مکتوم باشند، یعنی آن چیزی را که می فهمند را بر زبان جاری نکنند؛ تاریخ هم بعضی از این موارد را ثبت کرده، اما بعضی وقتا اولیای الهی مامور به بروز و انتقال پیام هستند؛ و رهبر معظم انقلاب اسلامی هم از آن اولیاییند که مامور به بروز هستند.

بروز موارد متعددی که خدای متعال به ایشان افاضه می کنند و ما این افاضات را و این دست ولی عصر روحی ارواحنا له الفدا را می بینیم.

واقعاًبرخی از نکاتی که ایشان می فرمایند و انسان بر می گردد ملاحظه می کند جز با الهام الهی و جز با تاییدات الهی قابل فهم نیست .مثل صحتبی که ایشان هفته پیش درخصوص وقایع ماه های آینده توطئه هایی که دشمنان دارند انجام میدهند و برنامه هایی که از این به بعد انجام خواهند داد. باهمین فرمایشات ایشان یه بخش مهمی از نقشه هایی که ریخته بودن نقش برآب شد.

موضوعی که در ماههای گذشته مکرر در برخی از تریبونها اعلام شد بحث انتخابات آزاد و سلامت انتخابات و شبهه در سلامت انتخابات بود. تعجب اینجا بود برخی افرادی که این حرفها ر ا می زدند،خودشان سالها مجری انتخابات بوده اند و برخی هم در حال حاضر مجری انتخابات هستند، از این به بعد هم خواهند بود.مردم هم خیلی تعجب می‌کنند که این حرفها را از زبان اینها می شنوند.

این هشدارهایی که رهبری معظم در ارتباط با انتخابات دادند، به قول شیرازی ها دست و پای خیلی ها را توی هم برد! عده ای که طراحی کرده بودند که به خیال خودشان با این نوع طنازی های سیاسی آرای خاکستری را جذب کنند! به فضل خدا، رهبری بصیر، همه را شستند و رفتند!

به هرحال ما با دشمنی روبرو هستیم که گستاخانه کاملا بی محابا اعلام کرده که ما انتخابات یازدهم ریاست جمهوری ایران را به صحنه چالش نظام اسلامی تبدیل خواهیم کرد؛ و برای آن استراتژی معین کرده است.

البته از دشمنی توقع دشمنی هست و توقع دوستی از آنها نداریم و عجیب نیست که دشمن هر کاری که برای نابود کردن این نظام مقدس از دستش بر می آید، انجام دهد. همچنهن که تا کنون انجام داده است.

آنچه که باعث تاسف و تعجب است آن است که خودی ها در چارچوب نقشه دشمن حرکت کنند؛ و شرایطی را به وجود آورند که دشمن بتواند از آن حداکثر بهره را ببرد؛ و با سخنان و اقدامات نسنجیده زمینه هایی را فراهم کنند که آن نصرت الهی که در قالب حضور و مشارکت آگاهانه و بصیرانه مردم در صحنه های مختلف همواره نصیب انقلاب اسلامی شده و خواهد شد به نوعی مخدوش و کمرنگ گردد.

این آیه شریفه را مکرر شنیده اید که رهبر عزیزمان نیز تفسیری از این آیه شریفه فرموده اند،”هوالذی ایدک بنصره و بالمومنین”این نصرت الهی و این نصرتی که از طریق مردم به وجود می آید، همین انتخابات و حضور مردم در صحنه است.

دشمن به دنبال این است که ما یک انتخابات بی رونق کم نشاط و با حضور حداقلی و یا یک انتخابات پر تنش و پر حادثه و پر آشوب داشته باشیم. یعنی هم حضور مردمی به حداقل برسد و هم از هر زمینه ای استفاده کند تا انتخابات مردمی این نقطه قوت نظام اسلامی را به یک فضای چالشی و یک فضای نا امن و غبارآلوده تبدیل کند،تا بتواند آن نیت های پلید خود را دنبال کند. همچنان که نمو نه هایی از آن در کشورهای منطقه مشهود و روشن است.

در این شرایط لطف و نعمت خدا ی متعال این است که یک رهبر هوشیار و با درایت و مردمی دشمن شناس و بصیر داریم. رهبر عزیز به ما هشدار دادند و گفتند که انهایی که شعار سلامت انتخابات مطرح می کنند وامثالهم،در جورچین دشمن حرکت می کنند؛ نتیجه این شعار این است که انتخابات آزاد و یا سالم نبوده است. در حالی که در نظام اسلامی، نکته با ارزش این است که رای مردم هیچ وقت تصنعی نبوده و همیشه اثر گذار بوده و خواهد بود. نکته که مردم فهیم آن را به وضوح مشاهده و درک می کنند.

با رای مردم هشت سال دوره سازندگی داشتیم، هشت سال دوره اصلاحات داشتیم، هشت سال هم دوره اخیر، این هم با رای مردم بوده است. اگر رای مردم تصنعی بود فقط یک مسیر ادامه پیدا می کرد؛

می بینیم که با انتخابات مردم جهت گیریها تغییر کرده است. ممکن است که انتقاد کنیم که چرا این انتخاب شده ،اون انتخاب شده، اما آن چیزی که کاملا نمایان است این است که رای مردم تصنعی نبوده است. در برخی از مواقع مورد نظر مجری انتخابات کسانی بوده اند. اما مردم به فرد دیگری رای داده و انتخاب کرده اند.

قانون اساسی ما به گونه ای طراحی شدهکه امکان خودکامگی و امکان دخالت در آرا مردم وجود ندارد. چون ارگانهای متعددی در مکانیسم انتخابات حضور دارند و نظارت می کنند. حتی خود کاندیداها در حوزه های رای گیری نماینده دارند.

در انتخابات اخیر امریکا رقیب آقای اباما تعداد آرایش از اوباما بیشتر بود. یعنی تعداد بیشتری از مردم به رقیب رای دادند، اما به دلیل احتساب رای الکترال، آقای اوباما رئیس جمهور شد. در انتخابات اسبق ریاست جمهوری آمریکا نیز دادگاه تعیین کننده جورج بوش پسر به عنوان ریاست جمهور مردم آمریکا گردید!! این موارد آشکارا خلاف مردم سالاری است که خود مدعی دروغین آن هستند، و با آن ادعا ها، گوش مردم جهان را پر کرده اند. اینجا ما باید مدعی باشیم که انتخابات شما دستکاری شدهاست و اساس مشکل دارد.

معمولا” انتخاباتی که در غرب انجام می شود و به آن افتخار می کنند، در چهار چوب احزاب است. و برای انتخابات حزبی یک سری مزایایی می شمارند. اما اشکال اصلیش این است که خارج از چهار چوب احزاب کسی نمی تواند وارد انتخابات شود.

اگر کسی به این احزاب انتقاد داشته باشد و این احزاب را به دلیل اینکه کانونهای فساد و رانت،قدرت و ثروت هستند، قبول نداشته باشد، عملا” امکان حضورش در صحنه انتخابات وجود ندارد. مثلاً اگر از اساتید دانشگاه بخواهند کاندید شوند اگر در قالب ایناحزاب نباشند، احتمالی برای این که در عرصه قدرت قرار بگیرد، متصور نیست. و برای حضور موثر عملاً باید در خدمت باندهای قدرت و ثروت باشند. این گونه انتخاب، انتخابات سالم و آزاد نیست و ما منتقد انها هستیم.

بنده هفته پیش در قم عرض کردم که انتخابات حزبی در غرب، انتخابات آزاد و سالم نیست و انتخابات مردمی محسوب نمی شود. برخی در فضای مجازی در رد این نظر، مطلب نوشتند؛بنده می خواهم مجددا تکرار و تاکید کنم که انتخابات حزبی غربی که متکی بر کانون ها و مافیاهای قدرت و ثروت صورت می گیرد نه تنها انتخابات سالم و آزاد نیست بلکه آزاد اندیشی را به شدت محدود می کند و حتی در مواردی می تواند آن را از بین ببرد.

در این گونه از انتخابات، افراد آزاداندیشی که متعهد به احزاب قدرت طلب نباشند ولو اینکه حرفهای و ایده های خوبی هم داشته باشند، نمی تواند در صحنه حاضر شوند.

در انتخابات غربی، این کانون های فاسد ثروت و قدرت هستند که سعی می کنند اندیشه ها و آرای مردمی را با استفاده از انواع و اقسام شبکه های اطلاع رسانی و با استخدام از شیوه های متنوع، پیچیده و مدرن، مدیریت کنند. و اجازه ندهند،خواسته های حقیقی مردم نمایان شود؛ و رای دهنده وقتی متوجه می شود که انتخاب خود را بر اساس فشارهای نامحسوس حاصل از بمباران رسانه ای انجام داده است.

اخیرا” اتفاقی که در انتخابات انگلیسان افتاد، ظاهرا” این بود که چون حزب کارگر، منافع بعضی از مردم رانتوانست تامین کند و رفاه آنها کم شد. حزب کارگر رفت و حزب محافظه کار جایش را در قدرت گرفت.

اکنون بعد از آن همه شعارهای اغواکننده و پر زرق و برق، مردم متوجه شده اند، حزب محافظه کار خدمات اجتماعی و منافع اقشار ضعیف را محدودتر است و بر خلاف شعارهای انتخاباتی شرایط بدتر از قبل شده است؛ و در نتیجه اعتراضات اجتماعی گسترش یافته است.

دیدیم که پارسال نسبت به اعتراضات مردمی چه اقدامات وحشیانه ای انجام گرفت؛ که هنوز عکس های آن اعترضات بر روی سایت های اینترنتی موجود است . دانشچویا ن را مورد هجمه های شدید قرار دادند که گفته می شود از بدترین سرکوب هایی است که تاریخ دانشجویی دنیا به خودش دیده است.

اینها محصول این است که خارج از چارچوب این دو حزب سرمایه سالار انگلیسی، کسی نمی تواند حضور تاثیرگذاری داشته باشد و یا تفکر متفاوت و سازنده ای را مطرح کند، اگر هم چنین مورد خاصی هم اتفاق افتاد، چنان هزینه سنگین اما نامحسوس بر افراد اعمال می شود که مصداق از چاله در آمدن و به چاه افتادن است.

انتخابات در نظام اسلامی یک الگوی قابل طرح و قابل دفاع و قابل افتخار است که ما خوب قدرش را نمی دانیم. مردم سالاری دینی حقیقتاً در مقایسه با مردم سالاری غربی به مراتب قرابت و نزدیکیش با خواسته های مردم بیشتر است. و این در عمل مشهود است. هر چند که در بوق و کرنای مافیای رسانه ای غرب جور دیگری می دمند.

در طول سال های پس از انقلاب اسلامی، بارها شاهد هجمه ها ی تبلیغاتی غرب بوده ایم. غربی ها سالهاست جنگ روانی را به عنوان یکی از استراتژی های دشمنی خود برگزیده اند. اخیرا” نیز با عنوان انتخابات سالم تلاش می کنند، که حضور مردم را کمرنگ کنند. مایه تعجب و تاثر است که این حرف توسط داخلی ها گفته شود.

عده ای که به نظام سلطه پناهنده شده اند،صریحا” اعلام می کنند، ما نوکر غریبی ها هستیم و مصاحبه هم می کنند و امریکاییها را دعوت می کنند،که به ایران حمله کنند! بالاخره چنین افراد احمقی هم پیدا می شوند.

اما سوال مردم این است که چرا کسانی که می گویند طرفدار نظامیم این گونه شبهات را مطرح و با دشمن همراهی می کنند؟ این جاست که بر می گردیم به فرمایشاتی که در نامه حضرت امام حسن عسکری (ع) خواندیم. برخی به جایی می رسند که منافعی برایشان اصل می شود و چشمشان را بر دیگر حقایق می بندند.

یکی از فامیلش طرفداری می کند و دیگری می خواهد از دوست و رفیقش طرفداری کند؛ برایشان این موارد خیلی مهم می شود و حاضرند نظام را قربانی خانواده، دوست و رفیق خود کنند. و اینچنین چشم هایشان بر حقایق بسته می شود.دشمنی دشمن، عجیب نیست؛ دوست چرا دچار غفلت می شود.

باید ریشه یابی کرد. حاصل ریشه یابی این گونه آفات، این است که، خواسته ای غیر حق، مبنا قرار می گیرد و آن وقت به جایی می رسند که به بعضی از کتاب ایمان می آورند و به بعضی دیگر ایمان نمی آوردند. مثل آنجایی که جلو امام معصوم(ع) می ایستادند.

جلو امام ایستادن فقط مربوط به عصر حضور ائمه (ع) نیست. کسی که جلو ولی فقیه می ایستد، یعنی این ظرفیت را دارد که اگر امام معصوم (ع) هم حضور پیدا کند، جلو امام معصوم (ع) هم می ایستد.

این گونه رفتارها، فقط توسط افراد حقوق بگیر و مواجب بگیر انجام نمی گیرد، بلکه توسط خودی های غافل هم ممکن است صورت گیرد. چرا که عده ای غیر از مصلحت نظام که

ارسال دیدگاه

ایمیل شما نشر نخواهد شد

امارگیر سایت