جدید
خانه / تازه / مکاشفه عجیب گلپایگانی

مکاشفه عجیب گلپایگانی

مکاشفه عجیب گلپایگانی

 

 

 

مکاشفه عذاب برزخی یک مُرده  به بهانه سالگرد رحلت این عالم ربانی 

این پژوهشگر حوزه معارف اسلامی با بیان اینکه کسی که در دنیا طرف قرآن نرفته و یا ظاهراً اهل قرائت قرآن باشد اما از معارف قرآنی بهره‌‌ای نبرد و به ملزومات آن وفادار نباشد، نمی‌تواند از قرآئت قرآن بهره ببرد گفت: از آیت‌الله آقا سید جمال‌الدین گلپایگانی نقل شده که فرموده‌اند:

«شبی بود از شب‌های زمستان، هوا بسیار سرد بود و برف می‌‌بارید، من برای تفکر در ارواح و ساکنان وادی آن عالم از اصفهان حرکت کردم و به تخت فولاد آمدم و در یکی از حجرات رفتم.

خواستم دستمال خود را باز کرده چند لقمه‌‌‏ای از غذا بخورم و بعد بخوابم تا در حدود نیمه شب بیدار و مشغول کارها و دستورات خود از عبادت گردم که ناگهان در مقبره را زدند تا جنازه‌‌‏ای را که از ارحام و بستگان صاحب مقبره بود و از اصفهان آورده بودند آنجا بگذارند و شخص قاری قرآن که متصدی مقبره بود مشغول تلاوت شود و آنها صبح بیایند و جنازه را دفن کنند. آن جماعت جنازه را گذاردند و رفتند و قاری قرآن مشغول تلاوت شد. من همین که دستمال را باز کرده و می‌‌‏خواستم مشغول خوردن غذا شوم، دیدم که ملائکه عذاب آمدند و مشغول عذاب کردن شدند.

چنان گرزهای آتشین بر سر او می‌‌‏زدند که آتش به آسمان زبانه می‌‌کشید و فریادهایی از این مرده بر می‌‌‏خاست که گویی تمام این قبرستان عظیم را متزلزل می‌‌‏کرد. نمی‌‌‏دانم اهل چه معصیتی بود، از حاکمان جائر و ظالم بود که این طور مستحق عذاب بود؟ و ابداً قاری قرآن اطلاعی نداشت، آرام بر سر جنازه نشسته و به تلاوت اشتغال داشت.

من از مشاهده این منظره بدنم لرزید و رنگم پرید و اشاره می‌‌کردم به صاحب مقبره که در را باز کن من می‌‏‌خواهم بروم ولی او نمی‌‏فهمید، هر چه می‌‏خواستم بگویم زبانم قفل شده و حرکت نمی‌‏کرد.

بالاخره به او فهماندم که چفت در را باز کن، من می‌‌‏خواهم بروم. گفت: آقا هوا سرد است، برف روی زمین را پوشانده، در راه گرگ است، شما را می‌‌‌‏درد. هر چه می‌‌‏خواستم به او بفهمانم که من طاقت ماندن ندارم، او درک نمی‌‌کرد.

به ناچار خود را به در اتاق کشاندم، در را باز کرد و من خارج شدم و تا اصفهان با آنکه مسافت زیادی نیست به سختی آمدم و چندین بار به زمین خوردم.

به حجره آمدم، یک هفته مریض بودم. مرحوم آخوند کاشی و جهانگیرخان به حجره می‌‌آمدند و به من دوا می‌‌دادند و جهانگیرخان برای من کباب باد می‌‌‏زد و به زور به حلق من فرو می‌‏‌برد، تا کم‌‏کم قدری قوّت گرفتم.»

وفات سید جمال‌الدین گلپایگانی

اردشیری در پایان با اشاره به درگذشت آیت الله گلپایگانی گفت: سرانجام، آیت‌الله سید جمال الدین گلپایگانی پس از عمری تلاش و کوشش در جهت احیای دین و خدمات ارزنده در عصر روز دوشنبه ۲۹ محرم‌الحرام سال ۱۳۷۷ هجری در سن ۸۲ سالگی چشم از جهان فرو بست.

وی افزود: پیکر پاکش را پس از تشییع جنازه‌ای با شکوه، به وادی‌السلام در نجف انتقال دادند و بدن شریفش را در همان جایی که ایشان می‌نشستند و فاتحه می‌خواندند دفن کردند. روحش شاد

ارسال دیدگاه

ایمیل شما نشر نخواهد شد

امارگیر سایت