جدید
خانه / تازه / نگرانی‌های پیامبر اعظم بر امت اسلامی

نگرانی‌های پیامبر اعظم بر امت اسلامی

نگرانی‌های پیامبر اعظم بر امت اسلامی

پیامبر اعظم(ص) با برنامه‌ای جامع، جهانی و جاودانه به سوی بندگان خدا آمد تا آنها را از سرگردانی، نادانی و ندانم‌کاری بیرون برده و به سوی زندگی سراسر سعادت در دنیا و ابدیتی آباد در آخرت رهنمون شود. عده‌ای برنامه‌های حضرت را بدون کم و کاست پذیرفتند و به کمال رسیدند،…

اشاره
پیامبر اعظم(ص) با برنامه‌ای جامع، جهانی و جاودانه به سوی بندگان خدا آمد تا آنها را از سرگردانی، نادانی و ندانم‌کاری بیرون برده و به سوی زندگی سراسر سعادت در دنیا و ابدیتی آباد در آخرت رهنمون شود. عده‌ای برنامه‌های حضرت را بدون کم و کاست پذیرفتند و به کمال رسیدند، عده‌ای آنچه را هماهنگ با خواسته‌های‌شان بود، قبول کردند و گروهی نیز با ایشان به ستیز برخاستند. اینک و در زمان ما، همه آن برنامه‌ها به قوت خود باقی‌ است و نیاز ما به داشتن چنین چارچوب‌هایی، نه تنها کمتر نشده، بلکه با قرار گرفتن زیر آبشار شدید اطلاعات وارداتی، بیشتر هم شده است. رهنمودهای حضرت رسول(ص) هیچ وقت رنگ کهنگی به خود نمی‌گیرد.
در میان سخنان حضرت محمد(ص)، به روایاتی از ایشان برمی‌خوریم که نشان دهنده نگرانی‌های حضرت درباره امت‌شان پس از رحلت می‌باشد. این نگرانی‌ها، طیف وسیعی دارند و حیطه‌های گوناگون بشری را شامل می‌شوند. هدف از بازخوانی این روایات، توجه دوباره به نقاط آسیب‌زا در تکمیل دینداری است نه القای یأس و ناامیدی به پیروان حضرتش. افول و نزول مسلمانان در برخی از جنبه‌ها، ریشه‌هایی عمیق و دیرینه دارد که رسول حرا(ص) آنها را به ما گوشزد می‌کند.
پول پرستی و درآمدهای نامشروعی
کی از نگرانی‌های مهم پیامبر اعظم(ص) درباره ما، توجه افراطی به پول، دارایی و ثروت اندوزی است. زیاده‌روی در این مسئله، سبب پررنگ شدن جنبه‌های اقتصادی و رنگ‌باختن دیگر ابعاد زندگی مانند رشد اخلاقی، توجه به تربیت، گسترش معنویت در جامعه و مانند آن می‌شود. بخش تأسف‌بار دیگر این مسئله، گرایش عده‌ای از مسلمانان به درآمدهای نامشروع و ثروت‌های بادآورده است که گرایش به ربا و دیگر کسب‌های حرام از آن شمارند. سخنان حضرت، که بازگوکننده این نگرانی مهم است را با هم مرور می‌کنیم:
· «إنّ لِکُلِّ اُمّهٍ فِتنَهً، و فِتنَهُ اُمَّتِی المالُ؛ براى هر امّتى آزمایشى است و وسیله آزمایش امّت من، دارایى است».(محمدی ری‌شهری، ۱۳۷۷: ج۹: ح۱۵۷۲۵: ص۳۳)
· «إنّ فی مالِ الرجُلِ فِتنَهً، و فی زوجَتِهِ فِتنَهً و ولدِهِ؛ همانا دارایى انسان مایه آزمایش است و زن و فرزند او نیز وسیله امتحان مى باشند». (المتقی الهندی، ۱۳۹۷: ح ۴۴۴۹۰)
· «لکُلّ اُمَّهٍ عِجلٌ یَعبُدونَهُ، و عِجلُ اُمَّتی الدَّنانیرُ و الدَّراهِمُ. هر امّتى گوساله‌اى [چون گوساله سامرى]دارد که آن را مى‌پرستند و گوساله این امّت دینارها و درهم‌ها هستند».(محمدی ری‌شهری، ۱۳۷۷: ج۱۱: ح۱۹۳۸۷: ص۱۲۶)
· «إنّ الدِّینارَ و الدِّرهَمَ أهلَکا مَن کانَ قَبلَکُم، و هُما مُهلِکاکُم؛ دینار و درهم، کسانى را که پیش از شما بودند نابود کرد و این دو نابود کننده شماست».(کلینی، ۱۴۰۱: ج۲: ح۶: ص۳۱۶)
· «عن ابنِ مسعودٍ ـ أنّه کانَ یُعطی النّاسَ عَطاءَهُم، فَجاءَهُ رجُلٌ فأعطاهُ ألفَ دِرهَمٍ، ثُمّ قالَ ـ: خُذْها؛ فإنّی سَمِعتُ رسولَ اللّه ِ صلى الله علیه و آله یقولُ: إنّما أهلَکَ مَن کانَ قَبلَکُمُ الدِّینارُ و الدِّرهَمُ، و هُما مُهلِکاکُم؛ وقتى ابن مسعود در حال پرداخت عطاى مردم بود، مردى آمد و او هزار درهم به آن مرد بخشید. سپس گفت: بگیرش؛ زیرا از رسول خدا صلى الله علیه و آله شنیدم که مى‌فرمود: جز این نیست که پیشینیان شما را درهم و دینار هلاک کرد و این دو هلاک کننده شماست». محمدی ری‌شهری، ۱۳۷۷: ج۱۱: ح۱۹۳۸۹ ص۱۲۶)
· «انس بن مالک می‌گوید: دَخلتُ علَى النَّبیِ صلى الله علیه و آله و هُوَ نائمٌ على حَصیرٍ قد أثَّرَ فی جَنْبِهِ، قالَ: أ مَعَکَ أحَدٌ غیرُکَ؟ قُلْتُ: لا، قالَ: اعْلَمْ أنَّهُ قَدِ اقْتَرَبَ أجَلی و طالَ شَوْقی إلى لِقاءِ ربّی و إلى لِقاءِ إخوانیَ الأنبیاءِ قَبْلی. ثُمَّ قالَ: لَیْسَ شَیْءٌ أحَبَ إلیَّ مِنَ الموتِ، و لَیْسَ للمُؤمنِ راحهٌ دُونَ لِقاءِ اللّه ِ، ثُمَّ بَکى، قُلْتُ: لِمَ تَبکی؟ قالَ: و کیفَ لا أبکی و أنا أعْلَمُ ما یَنْزِلُ باُمّتی مِنْ بَعدی؟! قُلْتُ: و ما یَنْزِلُ مِنْ بَعْدِکَ یا رسولَ اللّه ِ؟! قالَ: الأهواءُ المُخْتَلِفهُ، و قَطِیعَهُ الرَّحِمِ، و حُبُّ المالِ و الشَّرَفِ، و إظهارُ البِدْعهِ؛ به حضور پیامبر صلى الله علیه و آله رسیدم و دیدم بر بوریایى خفته که بر پهلوى مبارکش رد انداخته است. حضرت از من پرسید: کس دیگرى نیز با تو هست؟ گفتم: خیر، فرمود: بدان که اجل من نزدیک شده و اشتیاقم به دیدار پروردگارم و دیدار برادرانم، پیامبران پیش از من، به درازا کشیده است. آن گاه فرمود: هیچ چیز نزد من دوست داشتنى تر از مرگ نیست و مؤمن جز با دیدار خداوند آسوده نیست. آن گاه گریست. من عرض کردم: چرا گریه مى‌کنید؟ فرمود: چگونه نگریم وقتى مى‌دانم که بعد از من چه بر سر امّتم مى‌آید. عرض کردم: اى پیامبر خدا! بعد از تو چه بر سر امّتت مى‌آید؟ فرمود: خواسته‌هاى گوناگون، و بریدن رشته خویشاوندى و عشق به مال و مقام و پدیدار شدن بدعت [ در دین].». (نوری، ۱۴۰۷: ج ۱۲: ح۱۳۵۱۹: ص۶۴)
· «إنَّ أخوَفَ ما أخافُ على اُمَّتی مِن بَعدی هذهِ المَکاسِبُ الحَرامُ، و الشَّهوَهُ الخَفیَّهُ، و الرِّبا؛ بیشترین چیزى که پس از مرگم، از آن بر امّتم بیم دارم، این کسب‌ها و درآمدهاى حرام و شهوت ناپیدا و ربا خوارى است». (کلینی، ۱۴۰۱: ج ۵: ح۱: ص۱۲۴)
ناگفته پیداست که حضرت با تلاش برای تحقق زندگی سالم و کسب حلال نه تنها مخالفتی ندارند، بلکه خود از مشوقان به این امر هستند تا مسلمانی دست نیاز به دیگران به ویژه غیرمسلمانان دراز نکند. مهم مراعات حریم‌های شرعی در درآمد و نیز وابسته نشدن به مادیات است.

عشق به دنیا و رفاه‌زدگی
دنیا در نگاه دین، محل تجارت اولیای الهی و مزرعه‌ای برای کاشت محصول جهت برداشت آن در آخرت است. جلوه‌ها و لذت‌های گوناگون و رنگارنگی هم دارد. دنیا به خودی خود ناپسند نیست،‌ بلکه پیامدهای ناشی از افراط در دنیاخواهی و نیز برخورداری از رفاه غفلت‌آفرین است که منشأ مشکلات بعدی می‌شود. در نگاه عمیق پیامبر اعظم(ص) به هشدارهایی برمی‌خوریم که ما را از غرق شدن در مسائل مادی و جلوه‌های فریبای دنیا باز می‌دارد تا با توجه به ابعاد فرامادی، لذت بیشتری حتی از نعمت‌ها و خوشی‌های زندگی دنیایی داشته باشیم. پاره‌ای از سخنان حضرت در این باره چنین است:
· «لَأنا لِفِتنَهِ السَّرّاءِ أخوَفُ علَیکُم مِن فِتنَهِ الضَّرّاءِ، إنّکُمُ ابتُلِیتُم بفِتنَهِ الضَّرّاءِ فَصَبَرتُم، و إنّ الدنیا حُلوَهٌ خَضِرَهٌ؛ راستى که من از فتنه خوشى براى شما بیمناکترم تا فتنه سختى. شما به فتنه سختى درافتادید و صبر کردید، اما دنیا شیرین و فریباست».محمدی ری‌شهری، ۱۳۷۷: ج۹: ح۱۵۷۲۶ ص۳۳)
· «عن رسولِ اللّه ِ صلى الله علیه و آله: إنّ اللّه َ عَهِدَ إلَیّ أنْ لا یأتیَنی أحدٌ مِن اُمَّتی بلا إله إلاّ اللّه ُ لا یَخْلِطُ بها شَیئا إلاّ وَجَبتْ لَه الجَنّهُ. قالوا: یا رسولَ اللّه ِ، و ما الّذی یَخْلِطُ بلا إله إلاّ اللّه ُ؟ قالَ: حِرْصا على الدُّنیا و جَمْعا لها و مَنْعا لها، یقولونَ قَولَ الأنبیاءِ و یَعملونَ عَملَ الجَبابِرَهِ؛پیامبر خدا صلى الله علیه و آله فرمود: خداوند به من سفارش کرد که احدى از امّت من با «لا إله إلاّ اللّه» نزد من نمى آید، مگر آن که بهشت بر او واجب مى شود، به شرط آن که چیزى را با آن نیامیخته باشد. عرض کردند: اى پیامبر خدا! آنچه با لا إله إلاّ اللّه آمیخته مى شود چیست؟ فرمود: حرص به دنیا و جمع کردن مال دنیا و ندادن آن به دیگران. این گونه افراد، سخنشان سخن پیامبران است و کردارشان، کردار ستمگران!». (المتقی الهندی، ۱۳۹۷: ح۱۴۶)
· «لا تَزالُ لا إلهَ إلاّ اللّه ُ تَحجُبُ غَضَبَ الرَّبِّ عَنِ النّاسِ، ما لَم یُبالُوا ما ذَهبَ مِن دِینِهِم إذا صَلُحَتْ لَهُم دُنیاهُم؛«لا إله إلاّ اللّه» همواره خشمِ خدا را از مردم باز مى دارد مگر زمانى که چون دنیایشان آباد شد، دیگر برایشان مهم نباشد که دینشان از بین برود». (همان، ح۲۲۲)
· «لا إله إلاّ اللّه ُ تَمْنَعُ الِعبادَ مِن سَخَطِ اللّه ِ، ما لَم یُؤْثِروا صَفْقهَ دُنیاهُمْ على دِینهِمْ؛ «لا إله إلاّ اللّه »، بندگان را از خشمِ خدا نگه مى‌دارد، به شرط آنکه کسب و کارِ دنیاىِ خود را بر دین خویش ترجیح ندهند». (همان، ح۲۲۱)
· «أظُنُّکُم سَمِعتُم أنّ أبا عُبَیدهَ قَدِمَ بشَیءٍ مِن البَحرَینِ، فأبشِروا و أمِّلُوا ما یَسُرُّکُم، فوَ اللّه ِ ما الفَقرَ أخشى علَیکُم، و لکِن أخشى علَیکُم أن تُبسَطَ علَیکُمُ الدُّنیا کما بُسِطَت على مَن کانَ قَبلَکُم، فتُنافِسوها کما تَنافَسوها، فتُهلِکَکُم کما أهلَکَتهُم؛ گمان مى‌کنم که شنیده‌اید ابو عبیده چیزى از بحرین آورده است. بشارت بر شما و به آینده خوشى که در انتظار شماست امیدوار باشید؛ زیرا به خدا سوگند که من از فقر بر شما نمى‌ترسم، بلکه ترس من براى شما از این است که دنیا همچنان که به روى پیشینیان شما باز شد، به روى شما نیز باز شود و همچون آنان بر سر آن به رقابت برخیزید و در نتیجه، دنیا شما را نیز همانند آنان به نابودى افکند». (همان، ح۶۱۶۱)
· «شِرارُ اُمَّتِی: الَّذینَ وُلِدوا فِی النَّعیمِ و غُذوا بِهِ، هِمَّتُهُم ألوانُ الطَّعامِ و ألوانُ الثِّیابِ، یَتَشَدَّقونَ فِی الکَلامِ.؛ بَدانِ امّت من آنانند که در نعمت زاده مى شوند و با آن بار مى آیند؛ همّت‌شان صرف غذاها و جامه‌هاى رنگارنگ مى‌گردد و در سخن گفتن مراعات دیگران را نمى‌کنند». (محمدی ری‌شهری، ۱۳۷۷: ح۲۲۵۲)
· «إذا عَظَّمَتْ اُمّتی الدُّنیا نَزَعَ اللّه ُ منها هَیْبَهَ الإسلامِ؛ هرگاه امّت من دنیا را بزرگ بدارند، خداوند شکوه اسلام را از آنان مى گیرد». (الحمدان، بی‌تا: ج۱: ص۷۵)
· «یُوشِکُ الاُمم تَداعى عَلَیْکُمْ تَداعِیَ الأکَلَهِ على قَصْعَتِها. قالَ قائلٌ مِنْهُمْ: مِنْ قِلّهٍ نَحْنُ یَوْمَئذٍ؟ قالَ: بَلْ أنْتُمْ کَثِیرٌ، و لکنّکُمْ غُثاءٌ کَغُثاءِ السَّیْلِ، وَ لیَنْزِعَنَّ اللّه ُ مِنْ عَدُوِّکُمُ المَهابهَ منهم، و لَیَقْذِفَنَّ فی قُلوبِکُمُ الوَهْنَ! قالَ قائلٌ: یا رسولَ اللّه، و ما الوَهْنُ؟ قالَ: حُبُّ الدُّنیا و کَراهِیَهُ المَوتِ؛ زود باشد که ملّت‌ها بر شما هجوم آورند، همچون هجوم گرسنگان به ظرف غذا. یکى از آن میان گفت: آیا به علت آن که در آن هنگام شمارمان اندک است [چنین مى کنند]؟ فرمود: برعکس، تعدادتان بسیار زیاد است، اما چونان کف و خاشاک روى سیلاب هستید، خداوند هیبت و شکوه شما را از دلهاى دشمنانتان بر مى‌گیرد و در دل‌هاى شما «وهن» مى‌افکند. یکى پرسید: اى پیامبر خدا! «وهن» چیست؟ فرمود: دوست داشتن دنیا و ناخوش داشتن مرگ». (محمدی ری‌شهری، ۱۳۷۷: ج۱: ح۸۲۱ : ص۲۲۵)
· «أخْوَفُ ما أخافُ على اُمّتی زَهْرَهُ الدُّنیا و کَثْرَتُها؛ ترسناکترین چیزى که از آن براى امّت خود مى ترسم زرق و برق و وفور متاع دنیاست». (همان، ج۱: ح۸۳۳: ص۲۲۸)
· «أخْوَفُ ما أخافُ على اُمّتی: أنْ یَکْثُرَ لَهُمُ المالُ فَیَتَحاسَدُونَ و یَقْتَتِلُونَ؛ بیشترین چیزى که مرا نگران امّتم کرده این است که مال و ثروتشان زیاد شود و در نتیجه به هم حسد ورزند و به جان یکدیگر افتند». (الحمدان، بی‌تا: ج۱: ص۱۲۷)
· «َتکونُ اُمّتی فی الدُّنیا ثلاثهَ أطباقٍ: أمّا الطَّبَقُ الأوّلُ فلا یُحِبّونَ جَمعَ المالِ و ادِّخارَهُ، و لا یَسعَونَ فی اقتِنائهِ و احتِکارِهِ، و إنّما رِضاهُم مِن الدُّنیا سَدُّ جَوعَهٍ و سَترُ عَورَهٍ، و غِناهُم فیها ما بَلَغَ بهِمُ الآخِرَهَ، فاُولئکَ الآمِنونَ الّذینَ لا خَوفٌ علَیهِم و لا هُم یَحزَنونَ. و أمّا الطَّبَقُ الثّانی فإنّهُم یُحِبُّونَ جَمعَ المالِ مِن أطیَبِ وُجوهِهِ و أحسَنِ سُبُلِهِ، یَصِلونَ بهِ أرحامَهُم، و یَبِرُّونَ بهِ إخوانَهُم و یُواسُونَ بهِ فُقَراءهُم، و لَعَضُّ أحَدِهِم علَى الرَّضْفِ أیسَرُ علَیهِ مِن أن یَکتَسِبَ دِرهَما مِن غَیرِ حِلِّهِ، أو یَمنَعَهُ مِن حَقِّهِ أن یکونَ لَهُ خازِنا إلى حِینِ مَوتِهِ، فاُولئکَ الّذینَ إن نُوقِشوا عُذِّبوا و إن عُفِیَ عنهُم سَلِموا. و أمّا الطَّبَقُ الثّالِثُ فإنّهُم یُحِبُّونَ جَمعَ المالِ مِمّا حَلَّ و حَرُمَ، و مَنعَهُ مِمّا افتُرِضَ و وَجَبَ، إن أنفَقوهُ أنفَقوا إسرافا و بِدارا، و إن أمسَکوهُ أمسَکوا بُخلاً و احتِکارا، اُولئکَ الّذینَ مَلَکَتِ الدُّنیا زِمامَ قُلوبِهِم حتّى أورَدَتهُمُ النّارَ بذُنوبِهِم؛ امّت من در دنیا سه دسته‌اند: دسته اول، جمع آورى و اندوختن ثروت را دوست ندارند و در به دست آوردن و احتکار آن نمى کوشند، بلکه از دنیا به سدّ جوعى و ستر عورتى خرسندند و توانگریشان در دنیا همان مقدارى است که آنها را به آخرت برساند. اینان همان ایمن شدگانى هستند که بیم و اندوهى به ایشان نمى رسد. دسته دوم، جمع کردن مال را از پاکیزه ترین و نیکوترین راه‌هایش دوست دارند، تا بدان وسیله به خویشاوندانشان رسیدگى کنند و به برادرانشان نیکى نمایند و تهی دستانشان را کمک رسانند. اگر یکى از اینان سنگ تفتیده‌اى را گاز زند برایش آسانتر از این است که درهمى از غیر حلال به دست آورد، یا آن را تا زمان مرگ خود بیندوزد و حقّ و حقوقش را نپردازد. این‌ها کسانى هستند که اگر [درباره مالشان] با دقّت حسابرسى شوند، به عذاب گرفتار آیند و اگر بخشوده شوند [از عذاب ]جان سالم به در برند. دسته سوم، دوست دارند مال را از راه حلال و حرام جمع کنند و حقوقى را که بر آنها واجب و فرض شده است نپردازند. اگر خرج کنند، اسراف و ولخرجى مى کنند و اگر امساک ورزند، از روى بخل و احتکار است. اینان کسانى هستند که دنیا مهار دل‌هایشان را در اختیار گرفته تا آنکه به سبب گناهانشان ایشان را به آتش درآورد». (دیلمی، ۱۴۱۴: ح۲۹: ص ۳۴۱)
نفاق
ورود منافقان به جمع مسلمانان و نقشه‌های پر آب و لعاب‌شان، موجی از تردید را در دینداران پدید آورده و عزم راسخ آنها را برای نبرد با دشواری‌ها و دشمنان، به سوی سستی و ضعف می‌کشاند. منافقان، هر قدر آگاهانه‌تر و حساب شده‌تر کار کنند، خطرات فزون‌تری خواهند داشت که «چو دزدی با چراغ آید، گزیده‌تر برد کالا». منافقان در دنیای کنونی، با دسترسی به غول‌های رسانه‌ای و استفاده از فنون اطلاع رسانی نوین، خطرات بیشتری را برای جامعه دینی به دنبال خواهند داشت که هشیاری بیشتر و مقابله به مثل مناسب با خو را می‌طلبد. در سخنان حضرت رسول(ص) نسبت به منافقان کاربلد، هشدارهایی داده شده است:
· «إنّی لا أتَخَوَّفُ على اُمَّتی مُؤمِنا و لا مُشرِکا، أمّا المُؤمنُ فیَحجُرُهُ إیمانُهُ، و أمّا المُشرِکُ فیَقمَعُهُ کُفرُهُ، و لکن أتَخَوَّفُ علَیکُم مُنافِقا عالِمَ اللِّسانِ؛ یَقولُ ما تَعرِفونَ، و یَعمَلُ ما تُنکِرونَ؛ من براى امّت خود از مؤمن و مشرک نمى ترسم؛ زیرا مؤمن را ایمانش مانع [از لطمه زدن به جامعه اسلامى] مى‌شود و مشرک را نیز همان کفرش سرکوب مى‌کند. اما ترس من براى شما از منافق زبان بازى است که حرف‌هایى مى‌زند که شما بدان اعتقاد دارید و کارهایى مى‌کند که شما به آنها اعتقاد ندارید».(المتقی الهندی، ۱۳۹۷: ح۲۹۰۴۶)
· «إنّ أخوَفَ ما أخافُ علَیکُم بَعدی کلُّ مُنافِقٍ عَلیمِ اللِّسانِ؛ بیشترین ترس من براى شما پس از خودم، از منافقان زبان باز است». (محمدی ری‌شهری، ۱۳۷۷: ج۹: ح۱۶۰۰۵: ص۱۳۱)

تفرقه

امت اسلامی تا زمانی که با هم باشند، تجربه بدر و خیبر و دیگر تجربه‌ها را حتی با شمار اندک تکرار خواهند کرد؛ از این رو، تمام همت دشمنان جامعه اسلامی، برداشتن اتحاد به شکل‌های گوناگون است. این نگرانی در نگاه و کلام پیامبر(ص) وجود داشته و ما را از بروز چنین اتفاق‌های تلخی برحذر داشته‌اند. وجود بهانه‌های شخصی مانند حسادت، کینه‌توزی، ترک خویشاوندی و بهانه‌های فکری و عقیدتی مانند قومیت‌گرایی، دل سپردن به تبلیغات دشمن، پدیدآیی فرقه‌های انحرافی و دیگر عوامل، می‌توانند روح اتحاد را از امت اسلامی گرفته و عرصه را برای جولان کافران و دشمنان فراهم سازد. برخی از نگرانی‌های حضرت را در این موضوع، می‌نگریم:
· «إذا لم تَغُلَّ اُمَّتی لم یَقُمْ لَها عَدُوٌّ أبَدا.؛ هرگاه امّت من نسبت به یکدیگر کینه نورزند، هرگز دشمنى در برابر آنها قد علم نمى‌کند».(المتقی الهندی، ۱۳۹۷: ح۱۱۰۴۴)
· «لَیَأتِیَنَّ على اُمَّتِی ما أتى على بَنی إسرائیلَ حَذوَ النَّعلِ بالنَّعلِ… إنّ بنی إسرائیلَ تَفَرَّقَت على ثِنتَینِ و سَبعینَ مِلَّهً، و تَفتَرِقُ اُمَّتی على ثلاثٍ و سَبعینَ مِلَّهً کُلُّهُم فی النارِ إلاّ واحِدَهً؛ آنچه به سر بنى اسرائیل آمد، مو به مو بر سر امّت من نیز خواهد آمد… بنى اسرائیل هفتاد و دو ملّت شدند و امّت من نیز بزودى هفتاد و سه ملّت خواهند شد، که بجز یک ملّت (فرقه)، همه در آتش باشند».(همان، ح۹۲۸)
· «تَفتَرِقُ اُمَّتی على ثلاثِ فِرَقٍ: فِرقَهٌ علَى الحَقِّ لا یَنقُصُ الباطِلُ مِنهُ شیئا یُحِبُّونی و یُحِبُّونَ أهلَ بَیتی، مَثَلُهُم کَمَثَلِ الذَّهَبِ الجَیِّدِ؛ کُلَّما أدخَلتَهُ النارَ فَأوقَدتَ علَیهِ لم یَزِدْهُ إلاّ جَودَهً، و فِرقَهٌ علَى الباطِلِ لا یَنقُصُ الحَقُّ مِنهُ شیئا… و فِرقَهٌ مُدَهْدَهَهٌ على مِلَّهِ السامِریِّ لا یَقولونَ: لا مَساسَ، لکنّهُم یقولونَ: لا قِتالَ ! إمامُهُم عبدُ اللّه ِ بنُ قیسٍ الأشعریُّ. امّت من به سه فرقه تقسیم مى شود: فرقه‌اى بر حق، که باطل کمترین چیزى از آن نکاهد، من و اهل بیت مرا دوست مى دارند. حکایت آنان حکایت طلاى نابى است که هر چه بیشتر آن را در آتش نَهى و آتش را شعله ورتر سازى، جز بر نابى آن افزوده نشود. و فرقه‌اى بر باطل که حقْ اندک چیزى از آن نکاهد… و فرقه‌اى مذبذبند و بر آیین سامرى، اما نمى گویند: لا مَساسَ (به من دست نزنید) بلکه مى گویند: لا قتال (جنگ نه). پیشواى آنان عبد اللّه بن قیس اشعرى است».(شیخ مفید، ۱۴۰۴: ح۳: ص۳۰)
· «لا تَزالُ اُمّتی بِخَیْرٍ ما لَم یَتخاوَنُوا، و أدَّوا الأمانهَ، و آتَوا الزَّکاهَ، فإذا لَم یَفْعَلوا ذلکَ ابتُلُوا بالقَحْطِ و السِّنِینَ؛ امّت من تا زمانى که به هم خیانت نکنند، امانت را به صاحبش برگردانند و زکات بپردازند، در خیر و خوبى به سر خواهند بُرد و اگر چنین نکنند به قحطى و خشکسالى گرفتار مى‌آیند».(مجلسی، ۱۴۰۳: ج۷۵: ح۱۰: ص۱۷۲)
· «هَلاکُ اُمّتی فی ثَلاثٍ: فی العَصَبیَّهِ، و القَدَریَّهِ، و الرِّوایَهِ مِن غَیرِ ثَبتٍ؛ نابودى امّت من در سه چیز است: در عصبیّت (تعصبات قبیله‌اى و قومى) و مذهب قَدَرى، و روایت‌هاى بى اساس و غیرمعتبر».(المتقی الهندی، ۱۳۹۷: ح۴۳۹۵۲)
باورهای سست
انسان با یقین به مقصد می‌رسد و مشکلات ناشی از آن را به جان می‌خرد. اما زمانی که یقین وجود نداشته باشد و باورهای ضعیف و سست بر او حکومت کند، بدیهی است که برخورد به کوچک‌ترین مانع و مشکل در او تغییر مسیر را سبب می‌شود. کم نیستند کسانی که به دلیل ضعف‌های عقیدتی و باورهای ضعیف، نه تنها دست از مسلمانی شسته‌اند بلکه در زمره اسلام‌ستیزان درآمده‌اند. پیامبر گرامی اسلام از باورهای ضعیف امت، ابراز نگرانی می‌کند و آن را مایه بروز دیگر مشکلات می‌داند:
· «إنّ صَلاحَ أوَّلِ هذهِ الاُمَّهِ بِالزُّهدِ و الیَقینِ، و هَلاکُ آخِرِها بِالشُّحِّ و الأمَلِ؛ این امّت در آغاز به سبب زهد و یقین درست شد و در پایان به واسطه بخل و آرزو نابود مى شود». (شیخ صدوق، ۱۴۱۴: ح۱۲۸: ص۱۷۹)
· «ما أخافُ على اُمَّتی إلاّ ضَعفَ الیَقینِ؛ من براى امّت خود از چیزى جز سستى یقین، نمى‌ترسم». (المتقی الهندی، ۱۳۹۷: ح۷۳۳۲)
· «إنّما أتَخَوَّفُ على اُمَّتی ضَعفَ الیَقینِ؛ من براى امّت خود فقط از سستى یقین مى ترسم».(همان، ح۷۳۴۱)
· «إنّ مِن ضَعفِ الیَقینِ أن تُرضِیَ النّاسَ بِسَخَطِ اللّه ِ تعالى، و أن تَحمَدَهُم على رِزقِ اللّه ِ تعالى، و أن تَذُمَّهُم على ما لَم یُؤتِکَ اللّه ُ؛ از سستى یقین است که با به خشم آوردن خداوند متعال مردم را خشنود گردانى و براى روزى اى که خداوند متعال به تو داده است آنان را بستایى و براى آنچه خداوند به تو نداده است، مردم را نکوهش کنى».(مجلسی، ۱۴۰۳: ج۷۷: ح۳۰: ص۱۸۵)

هوا پرستی به جای خداپرستی

تجربه جهان اسلام مانند جنگ احد و نیز جریان اندلس و دیگر قضایای تاریخی نشان می‌دهد هر جا که مسلمانان به دنبال هواپرستی، خواسته‌های نفسانی و شهوت‌های شکم و شرمگاه، روح ایمان و قدرت دینداری آنها هم به تدریج رو به افول نهاده و بستر برای نفوذ دشمنان فراهم گردیده است. در زمان کنونی، سرمایه‌گذاری اصلی دشمنان، ترویج و اشاعه فساد و فحشا از طریق شبکه‌های ماهواره‌ای، اینترنت،‌ توزیع سی‌دی‌ها، نوشته‌ها و مجلاتی با رنگ و بوی جنسی است تا بمب جنسی و ترغیب به ارضای آن از شیوه‌های نادرست را در امت اسلامی کار بگذارند. خطر چنین مسئله‌ای، به مراتب بیشتر از جنگ نظامی است؛ زیرا موجی از غفلت، سستی و بی‌تفاوتی را در جامعه رقم زده و حریم‌های خانوادگی و اجتماعی را به مخاطره می‌اندازد. توجه به سخنان حضرت رسول(ص) در این باره می‌تواند راهکارهای مناسب مواجهه با چنین مسئله‌ای را به هر کدام از پیروان ایشان بدهد.
· «إنّما أخافُ على اُمّتی ثَلاثا: شُحّا مُطاعا، و هَوىً مُتَّبعا، و إماما ضالاًّ؛ من از سه چیز بر امّت خود بیم دارم: گردن نهادن به فرمان آزمندى و بخل، پیروى از هوا و هوس، و پیشواى گمراه».(همان، ح۱۷۸، ص۱۶۱)
· «ثَلاثهٌ أخافُهُنَّ على اُمّتی: الضَّلالهُ بَعْدَ المَعْرِفهِ، و مُضِلاّتُ الفِتَنِ، و شَهْوَهُ البَطْنِ و الفَرْجِ؛ سه چیز است که از آنها بر امّت خود بیمناکم: گمراهى بعد از شناخت، فتنه‌هاى گمراه کننده، و شکم بارگى و شهوترانى».(شیخ طوسی، ۱۴۱۴: ح۲۶۲: ص۱۵۷)
· «أخافُ على اُمّتی ثَلاثا: ضَلالهَ الأهواءِ، و اتّباعَ الشَّهَواتِ فی البُطُونِ و الفُرُوجِ، و الغَفْلَهَ بَعْدَ المَعْرِفهِ؛ از سه چیز براى امّت خود بیمناکم: گمراه کنندگى هواهاى نفسانى، و شکم بارگى و شهوترانى، و غفلت بعد از شناخت».(المتقی الهندی، ۱۳۹۷: ح ۲۸۹۶۷)
· «إنّ أخْوَفَ ما أخافُ عَلى اُمّتِی الهَوى و طُولُ الأملِ؛ أمّا الهوى فَإنّهُ یَصُدُّ عَنِ الحقِّ، و أمّا طُولُ الأملِ فَیُنْسی الآخِرَهَ؛ بدانید که آنچه مرا بیش از همه نگران امّتم کرده است دو خصلت است: خواهشهاى نفس و آرزوى دراز؛ زیرا هوا و هوس، آدمى را از حق باز مى دارد و آرزوى دراز، آخرت را از یاد مى برد».(مجلسی، ۱۴۰۳: ج۷۰: ح۳: ص۷۵)
· «أخْوَفُ ما أخافُ على اُمّتی ثلاثٌ: ضَلالهُ الأهواءِ، و اتّباعُ الشَّهَواتِ فی البَطْنِ و الفَرْجِ، و العُجْبُ؛ سه چیز مرا بیش از هر چیزى نگران امّتم کرده است: گمراه کنندگى خواهش‌هاى نفسانى، شکم بارگى و شهوترانى، و خودپسندى».(سیوطی، ۱۴۱۴: ج۳: ص۴۰۳)
· «أکثَرُ ما تَلِجُ بِهِ اُمَّتیَ النّارَ الأجوَفانِ: البَطنُ و الفَرجُ؛ بیشتر امت من به سبب دو میان تهى به آتش مى روند: شکم و شرمگاه». (کلینی، ۱۴۰۱: ج۲: ح۵: ص۷۹)
· «ثَلاثٌ أخافُهُنَّ عَلى اُمَّتی مِن بَعدی: الضَّلالَهُ بَعدَ المَعرِفَهِ، و مُضِلاّتُ الفِتَنِ، و شَهوَهُ البَطنِ و الفَرجِ؛ بعد از مرگم، از سه چیز بر امّتم بیم دارم: گمراهى بعد از شناخت، فتنه‌هاى گمراه کننده، و شهوتِ شکم و شرمگاه». (همان، ح۶)
· «أمّا المُهلِکاتُ: فشُحٌّ مُطاعٌ، و هَوَىً مُتَّبَعٌ، و إعجابُ المَرءِ بنَفسِهِ؛ عوامل نابود کننده عبارتند از: فرمانبرى از بخل، پیروى از هوس و خودپسندى». (محمدی ری‌شهری، ۱۳۷۷: ج۱۳: ح۲۱۲۵۶: ص۲۶)
· «إنّ أخوَفَ ما أخافُ على اُمّتی مِن عَمَلِ قَومِ لُوطٍ؛ بیشترین چیزى که براى امّتم از آن مى ترسم، عمل قوم لوط است».(همان، ج۱۰: ح۱۸۴۸۱: ص۳۰۴)
· «ثلاثٌ فاتِناتٌ: الشَّعرُ الحَسَنُ، و الوَجهُ الحَسَنُ، و الصَّوتُ الحَسَنُ؛ سه چیز دلربا و فتنه گر است: موى زیبا، رخسار زیبا و صداى خوش». ((المتقی الهندی، ۱۳۹۷: ح ۴۴۱۲۹)
گمراهان در پوشش هدایت‌گرانیکی از نگرانی‌های حضرت رسول(ص)، بروز تغییرات در کانون‌های هدایت مسلمانان است. بیشترین سهم بروز این مشکل را دین‌شناسانی دارند که از دین‌داری بهره چندانی نبرده‌اند و دین را وسیله کسب معاش و فزون‌خواهی‌های مادی خود قرار داده‌اند. همچنین زمانی که قرآن به نادرستی تأویل شود و شرایط مادی بر زندگی معنوی غلبه کند، باز مسیر هدایت دچار ناهمواری‌هایی خواهد شد. حضرت با هشدار نسبت به این مسئله، همگان را به توجه نسبت به این آسیب مهم فرا می‌خوانند.
· «إنّما أتَخَوَّفُ على اُمَّتی مِن بَعدِی ثلاثَ خِلالٍ: أن یَتَأوَّلوا القرآنَ على غیرِ تَأوِیلِهِ، أو یَبتَغُوا زَلَّهَ العالِمِ، أو یَظهَرَ فیهِمُ المالُ حتّى یَطغَوا و یَبطَرُوا؛ پس از خود براى امّتم از سه چیز بیم دارم: تأویل نابجاى قرآن، یا پى جویى لغزش عالِم، یا زیاد شدن مال و ثروت در میان آنها، آن گونه که سرکش و سرمست شوند».(مجلسی، ۱۴۰۳: ج۷۲: ح ۷: ص۶۳)
· «أکْثَرُ ما أتَخَوَّفُ على اُمّتی مِن بَعْدی: رَجُلٌ یَتأوَّلُ القرآنَ یَضَعُهُ على غیرِ مَواضِعِهِ، و رَجُلٌ یَرى أنّهُ أحَقُّ بهذا الأمرِ مِن غیرِهِ؛ بیشترین ترس و نگرانى من براى امّتم بعد از خودم: وجود مردى است که قرآن را نابجا تأویل و تفسیر کند، و مردى که خود را به این امر (حکومت) سزاوارتر و شایسته تر از دیگرى بداند». (المتقی الهندی، ۱۳۹۷: ح ۲۸۹۷۸)
· «أخافُ على اُمّتی مِن بَعْدی ثَلاثهً: زَلَّهَ عالِمٍ، و جِدالَ مُنافِقٍ بِالقرآنِ، و التَّکْذیبَ بالقَدَرِ؛ پس از خود، درباره سه چیز، بر امّتم بیمناکم: لغزش عالِم، مجادله منافق به وسیله قرآن، و دروغ انگاشتن تقدیر». (همان، ح۲۸۹۶۶)
· «أشَدُّ ما یُتَخَوَّفُ على اُمّتی ثَلاثهٌ: زَلّهُ عالِمٍ، أو جِدالُ منافقٍ بِالقرآنِ، أو دُنیا تَقْطَعُ رِقابَکُمْ فاتَّهِمُوها على أنفُسِکُمْ؛ آنچه بیش از هر چیز درباره امّتم نگران کننده است، سه چیز مى باشد: لغزش عالِم، یا مجادله منافق به وسیله قرآن، یا دنیایى که شما را قربانى خود مى کند؛ پس از دنیا بر خویش بترسید». (شیخ صدوق، ۱۴۱۴: ح۲۱۴: ص۱۶۳)
· «إنّ أخْوَفَ ما أخافُ على اُمّتی الأئمّهُ المُضِلّونَ. وحشتناکترین چیزى که از آن براى امّتم مى ترسم، پیشوایان گمراه کننده‌اند».(المتقی الهندی، ۱۳۹۷: ح۲۸۹۸۶)
· «أخْوَفُ ما أخافُ على اُمّتی: زَلاّتُ العُلَماءِ، و مَیْلُ الحُکَماءِ، و سُوءُ التّأویلِ؛ بیشترین ترس من براى امّتم: لغزشهاى علما، حق کشى قاضیان و تأویلهاى نادرست [از قرآن] است». (الحمدان، بی‌تا: ج۲: ص۳۲۷)
· «سَیأتِی فی آخِرِ الزَّمانِ عُلَماءُ یُزَهِّدُونَ فِی الدنیا و لا یَزهَدُونَ، و یُرَغِّبونَ فی الآخِرَهِ و لا یَرغَبُونَ، و یَنهَونَ عنِ الدُّخولِ علَى الوُلاهِ و لا یَنتَهُونَ، و یُباعِدُونَ الفُقَراءَ، و یُقَرِّبونَ الأغنیاءَ، اُولئکَ هُمُ الجَبّارُونَ أعداءُ اللّه ِ؛ به زودى در آخر الزمان علمایى مى‌آیند که مردم را به دل برکندن از دنیا مى‌خوانند، اما خود زهد نمى‌ورزند. به آخرت ترغیب مى‌کنند و خود بدان رغبت نمى‌کنند. از وارد شدن به دستگاه حکمرانان نهى مى‌کنند، اما خود از این کار خوددارى نمى‌ورزند. از تهیدستان دورى مى‌کنند و به ثروتمندان نزدیک مى‌شوند. اینان، همان جبّارانِ دشمن خدا هستند». (کلینی، ۱۴۰۱: ج ۲: ح۵: ص۱۱۷)

واژگونی و بی‌رنگ شدن ارزش‌ها

از نگرانی‌های پررنگ در سخنان معمار بزرگ اسلام، واژگونی ارزش‌ها و استحاله فرهنگی است. حضرت از روزهایی سخن می‌گویند که مسلمانان به دلیل کاهلی و جهالت و نیز غفلت از توطئه‌های دشمنان، همرنگ آنان شده و ارزش‌های گهربار دینی را به فراموشی می‌سپارند. فراگیری چنین فضایی در جامعه اسلامی، زمینه سقوط و تباهی را فراهم کرده و سد محکمی در برابر پیشرفت‌های آنان خواهد بود. زمانی که حلال خدا، حرام و حرام او حلال شمرده می‌شود، نتیجه‌ای جز ذلت و نابودی هم در پی نخواهد داشت. زمانی‌که مسلمان از هویت واقعی خود فاصله بگیرد، به سوی هویت‌های پوشالی خواهد رفت که که تناسبی بین خود و آن فرهنگ نمی‌بیند و حیرت و سرگردانی روحی، وجودش را تسخیر می‌کند. روی دیگر سکه این است که هر کدام از مسلمانان، به این آسیب‌ها توجه نموده و دین خود را با روش‌های مطمئن، از آفت‌ها حفظ نماید. برخی از سخنان حضرت رسول(ص) در این باره چنین است:
· «لا تَزالُ هذِهِ الاُمّهُ تَحْتَ یَدِ اللّه ِ و فی کَنَفِهِ ما لَم یُداهِنْ قُرّاؤها اُمَراءَها، و لَم یُزَکِّ عُلَماؤها فُجّارَها، و ما لَم یُهَنِّ خِیارُها أشْرارَها، فإذا فَعَلوا ذلکَ رَفَع اللّه عَنْهُمْ یَدَهُ ثُمَّ سَلَّطَ عَلَیْهِمْ جَبابِرَتَهُمْ؛ تا زمانى که قاریان این امّت با فرمانروایانش سازش نکنند و علماى آن گنه کارانش را تبرئه و بى گناه معرفى نکنند و نیکان آنان بدانش را پشتیبانى نکنند، دست خدا بر سر این امّت خواهد بود و در سایه حمایت او به سر خواهند برد. اما چنانچه این کارها را مرتکب شوند، خداوند دست قدرت خود را از سر آنها برخواهد داشت و ستمگرانشان را بر ایشان مسلّط خواهد کرد».(الحمدان، بی‌تا: ج۱: ص۸۴)
· «سَیأتی على اُمَّتِی زَمانٌ لا یَبقى مِن القرآنِ إلاّ رَسمُهُ، و لا مِنَ الإسلامِ إلاّ اسمُهُ، یُسَمَّونَ بهِ و هُم أبعَدُ الناسِ مِنهُ، مَساجِدُهُم عامِرَهٌ و هِی خَرابٌ مِن الهُدى، فُقَهاءُ ذلکَ الزَّمانِ شَرُّ فُقَهاءَ تحتَ ظِلِّ السماءِ، مِنهُم خَرَجَتِ الفِتنَهُ و إلَیهِم تَعُودُ؛ به زودى روزگارى بر امّت من فرا مى رسد که از قرآن جز نوشته‌هایش و از اسلام جز نامش باقى نمى ماند. خود را مسلمان مى نامند در حالى که دورترین مردم از اسلامند؛ مسجدهایشان [از بنا ]آباد است، اما از هدایت خراب (تُهى) مى باشد. فقیهان (دین شناسان) آن روزگار بدترین فقیهانِ زیر این آسمان کبودند، فتنه و گمراهى از آنها بر مى خیزد و [باز ]به آنها بر مى‌گردد».(مجلسی، ۱۴۰۳: ج۲: ح۱۴: ص۱۰۹)
· «سَیَأتِی على اُمَّتِی زمانٌ تَخبُثُ فیهِ سَرائرُهُم، و تَحسُنُ فیهِ عَلانِیَتُهُم طَمَعا فِی الدنیا، لا یُریدُونَ بهِ ما عندَ اللّه ِ رَبِّهِم، یکونُ دِینُهُم رِیاءً، لا یُخالِطُهُم خَوفٌ، یَعُمُّهُمُ اللّه ُ مِنهُ بعِقابٍ فَیَدعُونَهُ دُعاءَ الغَریقِ فلا یَستَجِیبُ لَهُم ! به زودى زمانى بر امّت من مى آید که درون‌هایشان پلید است و ظاهرشان را نیکو مى سازند و انگیزه شان در این ظاهر سازى طمع دنیاست، نه کسب آنچه [از رضایت و ثواب] نزد پروردگارشان، خداست. دینشان ریایى است و خوفى [از خدا] با وجود آنها آمیخته نیست. خداوند کیفرى از خود را شامل حال همه آنها مى کند و آنها او را مانند دعاى غریق مى خوانند، اما دعایشان به اجابت نمى رسد»!(کلینی، ۱۴۰۱: ج۸: ح۴۷۶: ص۳۰۶)
· «یأتی زَمانٌ على اُمَّتی اُمَراؤهُم یکونُونَ علَى الجَورِ، و عُلَماؤهُم علَى الطَّمَعِ، و عُبّادُهُم علَى الرِّیاءِ، و تُجّارُهُم علَى أکلِ الرِّبا، و نِساؤهُم علَى زِینَهِ الدنیا، و غِلمانُهُم فِی التَّزویجِ، فعِندَ ذلکَ کَسادُ اُمَّتی ککَسادِ الأسواقِ؛ زمانى بر امّت من مى آید که زمام دارانشان ستمگرند و عُلمایشان طمعکار و عابدانشان ریاکار و بازرگانانشان ربا خوار و زنانشان در پى زیور دنیا و پسرانشان در تزویج. در چنین روزگارى [بازار] امّت من، مانند کسادى بازارها، کساد و بى‌رونق است»(الشعیری، ۱۴۱۴: ح۹۹۷: ص۳۵۶)
· «یَأتِی علَى الناسِ زَمانٌ لا یُبالی الرجُلُ ما تَلِفَ مِن دینِهِ إذا سَلِمَت لَهُ دُنیاهُ؛ زمانى بر مردم مى آید که اگر دنیاىِ مرد به سلامت باشد، از بین رفتن دینش براى او اهمیتى ندارد». (مجلسی، ۱۴۰۳: ج ۷۷: ح۱۳۶: ص۱۵۷)
· «یأتی علَى الناسِ زَمانٌ یکونُ الناسُ فیه ذِئابا، فَمَن لم یکن ذِئبا أکَلَتهُ الذِّئابُ؛ زمانى بر مردم مى آید که در آن زمان مردم گرگ هستند. بنابراین، اگر کسى گرگ نباشد، گرگ‌ها او را مى‌خورند». (ابن شعبه حرّانی، ۱۴۰۴: ص۵۴)
· «یَأتی علَى الناسِ زَمانٌ إذا سَمِعتَ باسمِ رَجُلٍ خَیرٌ مِن أن تَلقاهُ، فإذا لَقِیتَهُ خَیرٌ مِن أن تُجَرِّبَهُ، و لو جَرَّبتَهُ أظهَرَ لکَ أحوالاً، دِینُهُم دَراهِمُهُم، و هِمَّتُهُم بُطونُهُم، و قِبلَتُهُم نِساؤهُم، یَرکَعونَ للرَّغیفِ و یَسجُدُونَ للدِّرهَمِ، حَیارى سُکارى لا مُسلِمینَ و لا نَصارى!؛ زمانى بر مردم مى آید که اگر نام کسى را بشنوى بهتر از این است که او را ببینى و اگر او را ببینى بهتر از این است که وى را بیازمایى؛ چه اگر او را بیازمایى حالاتى [ناخوشایند] بر تو آشکار کند. دین آنها درهم‌هایشان است و همّ و غمشان شکم‌هایشان و قبله‌شان زنانشان. براى گرده‌اى نان، خم مى‌شوند و براى درهم به خاک مى‌افتند. سرگشته‌اند و مست. نه مسلمانند و نه ترسا». (مجلسی، ۱۴۰۳: ج۷۴: ح۳۱: ص۱۶۶)
· «یَأتی علَى الناسِ زَمانٌ الصابِرُ على دِینِهِ مِثلُ القابِضِ علَى الجَمرَهِ بِکَفِّهِ، (فإن کانَ فی ذلکَ الزَّمانِ ذِئبا و إلاّ أکَلَتهُ الذِّئابُ)؛ زمانى بر مردم مى آید که شکیباىِ بر دین، مانند کسى است که اخگرى را در کف خویش گرفته باشد؛ در آن زمان اگر انسان گرگ باشد [مى‌تواند زندگى کند] و گر نه گرگ‌ها او را مى‌خورند»!(نوری، ۱۴۰۷: ج۱۲: ح۱۴۲۱۵: ص۳۳۰)
· «و الذی بَعَثَنی بالحَقِّ لَیأتی علَى الناسِ زَمانٌ یَستَحِلُّونَ الخَمرَ یُسَمُّونَهُ النَّبیذَ، علَیهِم لَعنَهُ اللّه ِ و المَلائکهِ و الناسِ أجمَعینَ. سوگند به آن که مرا به حق برانگیخت، قطعا زمانى بر مردم فرا رسد، که شراب را حلال شمرند و نام نبیذ روى آن مى‌گذارند. لعنت خدا و همه فرشتگان و مردم بر آنان باد». (مجلسی، ۱۴۰۳: ج۷۷: ح۱: ص۱۰۲)
· «یَأتی علَى الناسِ زَمانٌ یَخلُقُ القرآنُ فی قُلوبِ الرِّجالِ کما تَخلُقُ الثِّیابُ علَى الأبدانِ؛ روزگارى بر مردم بیاید که قرآن در دلهاى مردم کهنه و فرسوده شود، همچنان که لباس‌ها بر بدن‌ها کهنه و فرسوده مى‌شود».(الحمدان، بی‌تا: ج۱: ص۳۱۷)
· «سیَأتی زَمانٌ على اُمَّتی لا یَعرِفُونَ العُلَماءَ إلاّ بثَوبٍ حَسَنٍ، و لا یَعرِفُونَ القرآنَ إلاّ بصَوتٍ حَسَنٍ، و لا یَعبُدُونَ اللّه َ إلاّ فی شَهرِ رَمَضانَ، فإذا کانَ کذلِکَ سَلَّطَ اللّه ُ علَیهِم سُلطانا لا عِلمَ لَهُ، و لا حِلمَ لَهُ، و لا رَحمَ لَهُ؛ بزودى زمانى بر امّت من بیاید که علما را جز به لباس نیکو نشناسند و قرآن را جز به صداى خوش و خدا را جز در ماه رمضان عبادت نکنند. پس، هرگاه چنین زمانى فرا رسد، خداوند فرمانروایى بر آنان مسلّط گرداند که نه علم دارد و نه بردبارى و نه رحم».(الشعیری، ۱۴۱۴: ح۹۹۸: ص۳۵۶)
· «أیُّها النّاسُ، إنَّ بَینَ یَدَیِ السّاعَهِ اُمورا شِدادا، و أهوالاً عِظاما، و زَمانا صَعبا یَتَمَلَّکُ فیهِ الظَّلَمَهُ، و یَتَصَدَّرُ فیهِ الفَسَقَهُ، و یُضامُ فیهِ الآمِرونَ بِالمَعروفِ، و یُضطَهَدُ فیهِ النّاهونَ عَنِ المُنکَرِ، فَأعِدّوا لِذلکَ الإیمانَ، و عَضّوا عَلَیهِ بِالنَّواجِذِ، وَ الجَؤُوا إلَى العَمَلِ الصّالِحِ و أکرِهوا عَلَیهِ النُّفوسَ تُفضوا إلَى النَّعیمِ الدّائمِ؛ اى مردم! همانا پیشاپیش قیامت امورى دشوار و هول و هراس‌هایى بزرگ و زمانه‌اى سخت است. در آن زمان ستمگران زمامدار مى شوند و نابکاران منصب دار، امر کنندگان به معروف مورد ستم واقع مى شوند و نهى کنندگان از منکر، تحت فشار قرار مى گیرند. پس ایمان را براى آن روز آماده سازید و بر آن سخت شکیبایى ورزید و آن را به کار نیک و شایسته پناهنده سازید و جانها را بر [پذیرش]آن مجبور گردانید، تا به نعمت جاویدان دست یابید».(دیلمی، ۱۴۱۴: ح۳۳: ص۳۴۳)
بی‌تفاوتی و ترک امر و نهیسرزندگی یک جامعه و پویایی آن به وجود منتقدانی و دیده‌بانانی است که از اصول و چارچوب‌های جامعه پاسبانی کنند. این مهم در اسلام با عنوان امر به معروف و نهی از منکر شناخته شده است. تا زمانی که چنین روحیه‌ای در جامعه حاکم باشد، می‌تواند شاهد رشد معنوی و فزونی فضیلت‌ها بود، اما زمانی که به بهانه‌های واهی این مهم ترک شود، خمودگی و سستی ایمان جامعه را فرا می‌گیرد. این مسئله در نگرانی‌های پیامبر به خوبی تبیین شده است:
· «أحَبُّ الأدیانِ إلى اللّه ِ الحَنیفِیَّهُ فإذا رَأیتَ اُمَّتِی لا یَقولونَ للظالمِ: أنتَ ظالمٌ، فقد تُوُدِّعَ مِنهُم؛محبوبترین دینها نزد خدا، آیین حنیف است؛ پس هرگاه دیدى که امّت من به ستمگر نمى گویند: تو ستمگرى، بى تردید از دست رفته‌اند». (المتقی الهندی، ۱۳۹۷: ح ۳۹۱)
· «إذا لَم یأمُروا بِمَعروفٍ و لَم یَنهَوا عَن مُنکَرٍ و لَم یَتَّبِعوا الأخیارَ مِن أهلِ بَیتی، سَلَّطَ اللّه ُ عَلَیهِم شِرارَهُم، فیَدعوا عِندَ ذلکَ خِیارُهُم فلا یُستَجابُ لَهُم. هرگاه [مردم] امر به معروف و نهى از منکر نکنند، و از نیکان خاندان من پیروى ننمایند، خداوند بَدان آنها را بر ایشان مسلّط گرداند، و در این هنگام نیکانشان دعا کنند و دعایشان مستجاب نشود».(شیخ صدوق، ۱۴۰۷: ح۴۹۳: ص۳۸۵)
· «إذا عَظَّمَت اُمَّتیَ الدّنیا نُزِعَت مِنها هَیبَهُ الإسلام، و إذا تَرَکَتِ الأمرَ بِالمَعروفِ و النَّهیَ عَنِ المُنکَرِ حُرِمَت بَرَکَهَ الوَحیِ؛ هرگاه دنیا در نظر امّت من بزرگ آید، شکوه اسلام از آنان گرفته شود و هر گاه امر به معروف و نهى از منکر را وا گذارند، از برکت وحى محروم گردند».(المتقی الهندی، ۱۳۹۷: ح ۶۰۷۰)
· «لَتَأمُرُنَّ بِالمَعروفِ و لَتَنهَوُنَّ عَنِ المُنکَرِ أو لَیَلحِیَنَّکُمُ اللّه ُ کما لَحَیْتُ عَصایَ هذِه ـ لِعودٍ فی یَدِهِ ـ. باید امر به معروف و نهى از منکر کنید، و گر نه همان گونه که من پوست این چوبدستى خود را کنده‌ام، خداوند پوست شما را مى کَنَد».(سید رضی، بی‌تا: ح۳۷۱: ص۳۵۳)
مصرف مواد مخدر
مصرف مواد مخدر، از زمینه‌های هدر روی انرژی و توان افراد جامعه است. زمانی که این مواد در جامعه‌ای پویا و هدفمند عرض اندام کند، مهم‌ترین هدف آن، دور کردن افراد از رسیدن به مقاصد عالی است. پدیده‌ای که امروزه به خوبی در جامعه نمود پیدا کرده است. دین اسلام، با هر ماده‌ای که عقل و تفکر آدمی را ولو برای چند لحظه از او بگیرد، به مخالفت برخاسته و آن را حرام شمرده است. نگرانی دیگر پیامبر اعظم(ص) روی آوری جامعه اسلامی به مواد مخدر و الکل است. این نگرانی را از سخنان حضرت جویا می‌شویم:
· «ألا إنَّ کُلَّ مُسکِرٍ حَرامٌ، و کُلَّ مُخَدِّرٍ حَرامٌ، و ما أسکَرَ کثیرهُ حَرامٌ قَلیلُهُ، و ما خَمَّرَ العَقلَ فَهُوَ حَرامٌ؛ بدانید هر مست کننده‌اى حرام است، هر ماده تخدیرگرى حرام است، و آنچه بسیارش مست کند، اندک آن نیز حرام است، و آنچه عقل را زایل مى کند، حرام است».(المتقی الهندی، ۱۳۹۷: ح۱۳۲۷۳)
· «سَیأتی زَمانٌ على اُمَّتی یَأکُلونَ شَیئا اسْمُهُ البَنْجُ، أنا بَریءٌ مِنهُم، و هُم بَریئونَ مِنّی؛ زمانى فرا رسد که امّت من، چیزى به نام بنگ مصرف مى کنند. من از این افراد بیزار و به دورم و آنان از من دورند».(نوری، ۱۴۰۷: ج۱۷: ح۲۰۸۱۵: ص۸۵)
· «سَلِّموا على الیَهودِ و النَّصارى و لا تُسَلِّموا على آکِلِ البَنْجِ؛ به یهود و نصارى سلام کنید، اما به مصرف کننده بنگ سلام نکنید».(همان: ص۸۶)
· «مَنِ احْتَقَرَ ذَنْبَ البَنْجِ فَقد کَفَرَ؛ کسى که گناهِ کشیدن بنگ را ناچیز شمارد، کافر است».(همان، ح۲۰۸۱۵)
ریاکاری و تظاهرروح دینداری، توجه به خداوند و اجرای برنامه‌های او در زندگی است. هر چه که این مهم را به مخاطره اندازد، فرد را از رشد واقعی در مسیر معنویت باز می‌دارد. از این رو، در آموزه‌های دینی، نمایش دینداری و انجام برنامه‌ها و مناسک دینی به نیت جلب توجه دیگران و برخوردار شدن از منافع مالی، حرام شمرده شده و با عنوان «ریا» از دایره رفتارهای مقبول خارج شده است. در سخنان پیامبر گرامی اسلام(ص) از تظاهر به دین و خودنمایی، به عنوان یک آسیب مهم و خطرناک یاد شده است:
· «إنّ أخْوَفَ ما أخافُ عَلَیْکُمُ الشِّرْکُ الأصْغَرُ. قالُوا: و ما الشِّرْکُ الأصْغَرُ یا رسولُ اللّه ِ؟ قال: هُوَ الرِّیاءُ؛ ترسناکترین چیزى که مى‌ترسم به آن مبتلا شوید شرک اصغر است؛ گفتند: اى رسول خدا! شرک اصغر چیست؟ فرمود: ریا».(مجلسی، ۱۴۰۳: ج ۷۲: ح۵۰: ص۳۰۳)
· «رسولُ اللّه ِ صلى الله علیه و آله ـ و قد رَآهُ شَدَّادُ بنُ أوسٍ یَبکی فَسَألَهُ عمّا یُبکِیهِ ـ: إنّی تَخَوَّفتُ على اُمَّتِی الشِّرکَ، أما إنّهُم لا یَعبُدُونَ صَنَما و لا شَمسا و لا قَمَرا و لکنّهُم یُراؤونَ بأعمالِهِم؛ پیامبر خدا صلى الله علیه و آله ـ در پاسخ به شدّاد بن اوس که ایشان را در حال گریه دید و علّت را جویا شد ـ فرمود: براى امّتم از شرک مى ترسم. نه این که آنان بت و خورشید و ماه را بپرستند، بلکه اعمال خود را ریاکارانه انجام دهند».(ابن ابی‌الحدید، ۱۳۸۷: ج۳: ص۱۷۹)
· «إنّ أخوَفَ ما أخافُ علَیکُمُ الشِّرکَ الأصغرَ. قالوا: و ما الشِّرکُ الأصغَرُ یا رسولَ اللّه ِ؟ قالَ: الریاءُ؛ بیشترین نگرانى من براى شما شرک کوچک است. عرض کردند: اى رسول خدا ! شرک کوچک چیست؟ فرمود: ریا».(ابن فهد، ۱۳۳۸: ص۳۱۴)

فتنه‌های فراگیر

فراگیری فتنه و نفوذ افکار منحرف در ذهن و جان مسلمانان به ویژه نسل جوان، آسیبی است که می‌تواند سرنوشت دینی فردی را تحت تاثیر خود قرار دهد. زندگی در دهکده اطلاعات و دسترسی به افکار گمراه کننده، این خطر را دو چندان می‌کند. توجه به مشکل‌آفرین بودن این مسئله و تغییر نگرش، گام نخست در مقابل با آن است. پیامبر بزرگ اسلام، چنین خطری را گوشزده فرموده‌اند:
· «لَیَغشَیَنَّ اُمَّتِی مِن بَعدی فِتَنٌ کَقِطَعِ اللیلِ المُظلِمِ، یُصبِحُ الرجُلُ فیها مؤمِنا و یُمسِی کافِرا، و یُمسِی مؤمِنا و یُصبِحُ کافِرا، یَبیعُ أقوامٌ دِینَهُم بعَرَضٍ مِن الدنیا قَلیلٍ؛ پس از من فتنه‌هایى همچون پاره‌هاى شب تار امّتم را فرا پوشاند، چندان که آدمى بر اثر آنها شب مؤمن باشد و روز کافر، روز مؤمن باشد و شب کافر. مردمانى دین خود را به اندک متاعى از دنیا مى فروشند». (المتقی الهندی، ۱۳۹۷: ح ۳۰۸۹۳)
سران بی‌کفایتزمانی که جامعه اسلامی و زمام مسلمانان به دست سران بی‌کفایت و شهوت‌مدار بیافتد، باید شعار امام حسین(ع) خطاب به یزید را تکرار کنیم که :«علی الاسلام السلام». در مقابل، وجود رهبران شایسته همچون بنیان‌گذار انقلاب اسلامی و مقام معظم رهبری، جامعه اسلامی را به سوی تعالی و سعادت پیش می‌برد. سخنان حضرت پیامبر اعظم(ص) را درباره سهم سران در موفقیت و شکست جامعه اسلامی مرور می‌کنیم.
· «إذا غَضِبَ اللّه ُ عَلى اُمَّهٍ و لَم یُنزِل بِهَا العَذابَ، غَلَت أسعارُها، و قَصُرَت أعمارُها، و لَم تَربَح تُجّارُها، و لَم تَزکُ ثِمارُها، و لَم تَغزُر أنهارُها، و حُبِسَ عَنها أمطارُها، و سُلِّطَ عَلَیها شِرارُها؛ هر گاه خداوند بر امّتى خشم گیرد و بر آن عذاب نازل نکند، قیمت‌ها در آن بالا مى رود، آبادانى اش کاهش مى یابد، بازرگانانش سود نمى برند، میوه‌هایش رشد نمى کنند، جوى‌هایش پُر آب نمى گردند، باران بر آن فرو نمى بارد، و بَدانش بر آن سلطه مى یابند». (کلینی، ۱۴۰۱: ج ۵: ح۵۳: ص۳۱۷)
· «عَلامَهُ رِضَا اللّه ِ تَعالى فی خَلقِهِ: عَدلُ سُلطانِهِم، و رُخصُ أسعارِهِم. و عَلامَهُ غَضَبِ اللّه ِ تَبارَکَ و تَعالى عَلى خَلقِهِ: جَورُ سُلطانِهِم، و غَلاءُ أسعارِهِم. نشانه خشنودى خداوند در میان آفریدگانش چنین است: دادگرىِ حکمرانشان و کاهش قیمت‌هاشان؛ و نشانه خشم خداى ـ تبارک و تعالى ـ بر آفریدگانش این است: بیدادگرىِ حکمرانشان و افزایش قیمت‌هاشان».(همان، ح۱: ص۱۶۲)
· «اُذَکِّرُ اللّه َ الوالِیَ مِن بَعدی عَلى اُمَّتی، إلاّ یَرحَمُ عَلى جَماعَهِ المُسلِمینَ؛ فَأَجَلَّ کَبیرَهُم، و رَحِمَ ضَعیفَهُم، و وَقَّرَ عالِمَهُم، و لَم یَضُرَّ بِهِم فَیُذِلَّهُم، و لَم یُفقِرهُم فَیُکفِرَهُم؛آن کس را که پس از من بر امّتم حکمرانى یابد، به یاد خدا توصیه مى کنم؛ که حتما بر جماعت مسلمانان مهر ورزد؛ بزرگ سالانشان را گرامى شمارد، بر نا توانانشان رحمت آورد، دانشمندانشان را بزرگ دارد، و آنان را زیان نرساند که خوارشان سازد و به فقر دچارشان نکند که کافرشان کند».(همان، ج۱: ح۴: ص۴۰۶)

منابع:
۱. ابن النعمان العکبری البغدادی، محمد بن محمد(الشیخ المفید)، ۱۴۰۴. الامالی. قم: مؤسسه النشرالاسلامی.
۲. ابن بابویه القمی، محمد بن علی(الشیخ الصدوق) ۱۴۱۴. الخصال. قم: مؤسسه النشر الاسلامی.
۳. ابن بابویه القمی، محمد بن علی(الشیخ الصدوق)، ۱۴۰۷. الامالی. قم: موسسه البعثه.
۴. الحرّانی، الحسن بن علی(ابن شعبه)،۱۴۰۴. تحف العقول. تحقیق: علی اکبر الغفاری، قم: مؤسسه النشرالاسلامی.
۵. الحلی الاسدی، احمدبن محمد(ابن فهد)، ۱۳۳۸. عده الداعی. تهران: مکتبه وجدانی.
۶. الحمدان، ورام بن ابی فراس، بی‌تا. تنبیه الخواطر. بیروت: دارالتعارف و دار صعب.
۷. الدیلمی، الحسن بن محمد، ۱۴۱۴. اعلام الدین. قم: مؤسسه آل البیت.
۸. السیوطی، عبدالرحمان بن ابی بکر،۱۴۱۴. الدرالمنثور. بیروت: دارالفکر.
۹. الشعیری السبزواری، محمدبن محمد، ۱۴۱۴. جامع الاخبار. قم: مؤسسه آل‌البیت(ع).
۱۰. الطوسی، محمد بن الحسن(الشیخ الطوسی)، ۱۴۱۴. الامالی. قم: دارالثقافه.
۱۱. الکلینی، محمد بن یعقوب،۱۴۰۱. الکافی. بیروت: دارصعب و دارالتعارف.
۱۲. المتقی، علی بن حسام الدین الهندی،۱۳۹۷. کنزالعمال. بیروت: مکتبه التراث الاسلامی.
۱۳. المجلسی، محمدبن باقر بن محمدتقی، ۱۴۰۳. بحارالانوار. بیروت: مؤسسه الوفاء.
۱۴. محمدی ری شهری، محمد، ۱۳۷۷. میزان الحکمه. قم: درالحدیث.
۱۵. المعتزلی، عبدالحمید بن محمد(ابن ابی الحدید)، ۱۳۸۷. شرح نهج البلاغه. بیروت: دار احیاء التراث.
۱۶. المنسوب الی ابن النعمان العکبری البغدادی، محمد بن محمد(الشیخ المفید)، ۱۴۱۴. الاختصاص. قم: مؤسسه النشر الاسلامی.
۱۷. الموسوی، محمدبن الحسین(الشریف الرضی)، بی‌تا. المجازات النبویه. قم: مکتبه بصیرتی.
۱۸. النوری الطبرسی، میرزا حسین، ۱۴۰۷. مستدرک الوسائل. قم: مؤسسه آل البیت(ع).

ارسال دیدگاه

ایمیل شما نشر نخواهد شد

امارگیر سایت