جدید
خانه / تازه / پیش نمازی که حشرات به فرمانش عمل می کردند

پیش نمازی که حشرات به فرمانش عمل می کردند

پیش نمازی که حشرات به فرمانش عمل می کردند

ماجرای پیش‌نمازی که حشرات به فرمانش عمل می‌کردند

منشأ غیبت چیست؟

در دهات‌ها، روستاها و آن‌هایی که با چوب سروکارشان است. یکی موریانه زیاد است یکی هم ساس. به آقا شیخ ابراهیم پیش‌نماز امام زاده زید گفتند …

 

ملا محمدعلی مجتهد، معروف به مرحوم آیت‌الله احمد مجتهدی تهرانی از علمای بنام تهران بود که سال ۸۶ بدرود حیات گفت، اما سخنرانی‌ها و پندهای عرفانی و اخلاقی وی به یادگار مانده است و می‌توانیم هر چند به صورت مجازی هم که شده پای درس این استاد اخلاق تلمذ کنیم.

آیت‌الله مجتهدی رابطه خوبی با طلاب داشت، طوری که فضای گرم و صمیمی بر حوزه علمیه‌شان حاکم بود. این استاد برجسته اخلاقی، مباحث را چنان رسا ارائه می‌‌داد که بر دل می‌‌نشست؛ به طوری که حتی هم ‌اکنون نیز نشستن پای صحبت و کلاس اخلاق ایشان خالی از لطف نیست.
«تفکر در اعمال خود که از مراقبت و محاسبت تعبیر می شود؛ مجالی واسع دارد. به قدر ضروری آن مستغرق شبانه روز می گردد و ماه و سال کفایت استقصای آن را نمی کند. زیرا که قدر لازم بر هر کس آن است که در هر شبانه روز به قدر لازم  فکر کند در هریک از صفات مهلکه از بخل و کبر و عجب و ریا و حقد و حسد و جبن و غضب و حرص و طمع و غیر اینها و نظر بصیرت را گشاده و فکر به دست گیرد و زوایای دل خود را بگردد و از همه این صفات تفحص کند .
پس اگر چنان فهمید که دل او از  همه اینها خالی است در مقام امتحان خود برآید و ببیند که شیطان و نفس امر را مشتبه نکرده باشند. مثلا اگر چنان گمان کند که ناخوشی تکبر را ندارد امتحان کند خود را به دوش کشیدن خیک آبی از کوچه یا پشته ای هیمه از بازار به خانه و اگر چنان فهمید که از غضب خالی است خود را در معرض اهانت سفیهی در آورد و اگر یافت که چیزی از این صفات در دل او هست، سعی کند در خلاصی از آن به موعظه و تصیحت و ملامت و مصاحبت نیکان و مجالست خوبان و ریاضت و مجاهده تا سلب آن صفت شود و اگر به آسانی سلب نشود معالجه را مکرر نماید.
بعد از آن تفکر کند در صفات حسنه اگر به گمان خود، خود را متّصف به آنها یافت در صدد آزمایش خود برآید تا از مکر نفس و تلویث آن مطمئن شود و اگر خود را از یکی از آنها خالی یافت تحمّل نماید در طریق تحصیل آن و برسبیل قطع و یقین بدان که هرصفتی از صفات و هر عملی از اعمال تو را در وقت رفتن جزایی است.
همچنان که صریح قرآن و پیغمبر آخرالزّمان، حضرت رسول اکرم(ص) فرمود: « هرچه را خواهی دوست دار که از آن مفارقت خواهی کرد و هرچه خواهی زندگانی کن عاقبت خواهی مرد و هر کاری را که خواهی بکن که جزای آن به تو خواهد رسید.»
گر نماز و روزه می فرمایدت
نفس مکّار است فکری بایدت
نفس را هفتصد سر است و هر سری
از سرا بگذشته تا تحت السرّی
بیخود نبود که قدیم ها می گفتند: ملّا شدن چه آسان، آدم شدن چه مشکل این حرف ها که ایشان می زند، کی به فکر این حرف هاست! که خودش را امتحان کند، ببیند تکبّر دارد یا ندارد. ما حالا اگر در مجلسی وارد شویم تعارفمان نکنند برویم بالا بنشینیم ناراحت می شویم یا جلوی پایمان بلند نشوند.پناه بر خدا.
باید امتحان کنیم ببینیم اخلاق رذیله داریم یا نداریم. حسد داریم یا نداریم. اگر دیدیم رفیقمان پنجاه تا شاگرد دارد، من پنج تا شاگرد دارم. پای منبر او زیاد می نشینند، پای منبر من نمی نشینند. پشت سر او خیلی جمعیت نماز می خوانند، پشت سر من نمی خوانند. سواد ندارد فلانی. غیبتش را هم می کنم.
یک واعظی بود قدیم جمعیت خیلی داشت. همکارانش پشت سرش غیبت می کردند. منشأ غیبت غالباً حسادت است. حسادت دارد همکارش مشتری اش زیاد است می گوید حقّه باز است. کلک زن است. غش در معامله می کند.
خیلی مشکل است. امراض اخلاق رذیله مثل موریانه می ماند. موریانه تیرهای چوبی را می خورد، طاق یکدفعه پایین می آید. در دهات‌ها، روستاها و آن‌هایی که با چوب سروکارشان است. یکی موریانه زیاد است یکی هم ساس. به آقا شیخ ابراهیم امام زاده زید گفتند خانه ما ساس دارد اذیتمان می‌کند. فرمود: برو بگو ابراهیم می گوید بروید. چه ملّا هایی ما داشتیم. حالا داریم همچین آخوندی؟
آقا شیخ ابراهیم پیش نماز امام زاده زید بود، روح عرفانی داشت. خیلی از بازاری ها هم که روح عرفانی داشتند، مریدش بودند. الآن دیگر بعید است از مریدهایش کسی زنده مانده باشد، بله آقا شیخ ابراهیم امام زاده زیدی به آن شخص گفت برو به ساس ها بگو بروید آن شخص هم رفت و گفت. یک دانه ساس نماند.
حدیث هم دارد: بنده من تو بیا اطاعت من را بکن، تا من کاری بکنم که تو کارهای مرا انجام دهی. «عبدی أطعنی حتی أجعلک مثلی.» هر چه خودم خلق می کنم تو هم خلق کنی. بگی بکن می شود. ساس‌ها بروید می روند. عبدی أطعنی. یعنی اگر کسی مطیع خدا شود، مثل آشیخ ابراهیم می شود. یعنی بشر هم می تواند مرده زنده کند؟ بله. وقتی بنده خدا شد مثل حضرت مسیح، مرده هم زنده می کند.
امیر المومنین (ع) تشریف بردند قبرستان. سلام کردند به اهل قبرستان. اهل غربت! ای غربا! سلام بر شما. به اهل قبرستان سلام کردند. فرمودند: «امّا الأزواج فقد زُوّجت»، زن هایتان شوهر کردند. «أمّا الاموال فقد قُسّمت». مالتان را هم ورثه تقسیم کردند. «امّا الدور فقد سُکنت». خانه هایتان را هم دیگران آمدند نشستند. «هذا خبر ما عندنا». این خبر ما بود شما بفرمایید چه خبر؟
یک روایت دارد که یکی زنده شد. از قبر بلند شد، گفت: «إنّ خیر الزّاد التقوی». هر که تقوا دارد در قیامت راحت است. یعنی در اینجا به چراغ قرمز دین که می رسید، به حرام، ترمز کنید. به چراغ سبز دین که می رسید بروید. حلال را عمل کنید. حرام را عمل نمی‌کرد. آن شخص زنده شد.

 

یک روایت هم دارد که حضرت فرمودند: اگر این ها مجاز بودند. پا می شدند به ما می گفتند :که «إنّ خیرالزّاد التقوی» در عالم خواب نظام رشتی را دیدند ،گفتند: چه به درد عالم آخرت می خورد؟ فرمودند: دو چیز یکی تقوا و خدا ترسی، یکی امام حسین(ع)، اهل بیت(ع).

 

ارسال دیدگاه

ایمیل شما نشر نخواهد شد

امارگیر سایت